مگر رسول خدا با دنيا - جز بدين لحاظ كه ميدان رسالت اوست - كارى داشت ؟
( 1 ) پس حسن نيز به حكم آنكه از تربيت و عقيده و محيط زندگى آن حضرت الهام گرفته ، ميبايد در ميدان امامت ، آئينهى تمامنماى جدش باشد . و اين همان تأسى و پيروى نيكوئى است كه هرگز نميتوان آن را به ضعف و زبونى مشتبه ساخت يا تهمت جبن و ترس بدان زد يا هر ايراد و اشكال ديگرى بر آن وارد آورد . آرى همانگونه كه حسن در صفات و خصال پسنديده ، آئينهى جدش رسول خدا است ، در زهد و پيراستگى از مطامع دنيا و هم در سياست و ادارهى امت بايد آئينه و نمودار كامل او باشد زيرا كه او « شبيهترين مردم به پيغمبر است در خلقت و در اخلاق » .
با اين ترتيب ، انتقادگران و قاضيان شتابزده ، كدام ضعف و زبونى را بر حسن خرده ميگيرند ؟
اين گروه ، گويا وضع بحرانى و دشوارى را كه آن حضرت از ناحيهى اصحابش بدان دچار بود ، از ياد برده و هم فراموش كردهاند كه ناهنجارى اين ياوران و همراهان ، ناشى از يك سلسله حوادثى بود كه حسن در آنها دستى نداشت بلكه دگرگونى زندگى عمومى در سومين دورهى پس از عهد نبوت و بيرون آمدن همگى يا بيشترين مردم از قيد و بند تقوى و دل نهادنشان به مطامع و لذتها و هوسها ، عامل اساسى اين وضع بود ، در اين صورت گناه ، گناه شرائط و تقصير ، تقصير آن نسلى بود كه حسن مىبايد با آن بسر برد و او از هر گناه و تقصيرى مبرا و بر كنار بود .
( 2 ) فراموش كردهاند كه هر آنگاه چنان موقعيت ناهنجارى و چنان نسل فاسدى كه به تظاهر و باطلگرائى خو گرفته ، با چنين مرد با ايمانى كه
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 260
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٢٦٠