نبود ؟ پس بايد هر آنچه را كه پيغمبر در راه دعوت ، از قوم خود ديد ، او نيز ببيند و همان سخنى را كه پيغمبر آن روز مىگفت ، او نيز امروز بر زبان جارى كند : « بار خدايا ! قوم مرا هدايت كن ، زيرا آنان نمىفهمند » .
( 1 ) اين نسب شريف ، اين خاصيت ارجمند را داشت كه حسن را در جهان اسلام بر ديگر مسلمانان مزيت مىبخشيد و او را از نيروى مادى و ثروت و قدرت بىنياز مىساخت ، زيرا كه اين خود در حقيقت ، نيرو و ثروت و قدرت بود .
بگذار معاويه با او دشمنى كند ؛ عبيد اللّه بن عباس به دو خيانت ورزد و كوفه از يارى و همراهى او سرباززند و او را تنها گذارد ، اما آنچه هرگز او را تنها نخواهد گذارد ، آن نسب كرامتبار و آن امامت و پيشوائى مفترض الطاعة و بالاخره ، آن مودت و محبتى است كه خدا مردم را بدان امر كرده است .
سلطنت و حكومت محدود اين جهان را در مقايسه با حكومت معنوى نامحدود ، چه بها و ارزشى است ؟ .
شكست و ناكامى و مرگ ، حتى يك روز هم نخواهد توانست اين معنوياتى را كه مايهى افتخارى نامحدود و مورد اعجاب و تحسين تاريخ و حاكم بر قلوب مسلمانان است ، تحت الشعاع و محكوم خود سازد و تجاوز متجاوز يا انكار منكر ، نمىتواند مانع شكوفا شدن و بارور گشتن اين معنويات باشد و هر روزى كه بگذرد ، اين افتخارات هر چه بزرگتر و نمايانتر در ديدگاه وسيع اين جهان نمودار خواهد گشت .
( 2 ) تا اينجا پيوند مستحكمى را كه ميان حسن و آن چشمهى فياض
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 251
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٢٥١