عربيش و از لحاظ وسعت معنى و زيبائى لفظ ، اعجوبهى زبان و نادرهى لغت است . و از دلكشترين وجوه امتياز در بلاغت نبوى آنست كه به لفظ كم ، معانى بسيارى را افاده مىكند ، گاه به صراحت و گاه به اشاره . آميختگى سخنان آن حضرت به پيشگوئيهاى صادق - كه جز به اعجاز ، به چيز ديگرى قابل حمل نيست - نيز از همينجاست .
اين نوع بلاغت در هر حديثى كه باشد خود دليل صحت آن حديث است ، هر چند كه صحت آن از جهات ديگر جاى ترديد باشد .
( 1 ) يكى از همين سخنان ، گفتارى است كه دربارهى تعيين دو سبط بزرگوارش به امامت ، از آن حضرت صادر شده : « همانا آن دو امامند ، بنشينند يا قيام كنند » . اين حديث به ظاهر ، همين اندازه مىفهماند كه آن دو امامند ليكن در وراى اين ظاهر ، پيشگوئى صادقى نهفته است كه به سيرهى اين دو امام ، اشارت مىكند و به زبان تلويح مىفهماند كه يكى از آن دو ، قيام خواهد كرد و ديگرى خواهد نشست يا اينكه يكى از آن دو يا هر يك از آن دو ، نوبتى قيام خواهد كرد و نوبتى قعود و در اين هر دو حالت ، امام و پيشوا است و مخالفت با سيرهى او جايز نيست .
( 2 ) در اسلام ، كسى وجود نداشته كه به پيشگوئيهاى رسول اكرم - صلى اللّه عليه و آله - بيش از پسر و خليفهاش حسن بن على - عليهما السلام - واقف باشد . او هر آنچه را كه در اين حديث و احاديث بسيار ديگر ، منظور جدش بود ميدانست و او از هر كسى سزاوارتر بود كه روشهاى زندگى و مرگ را از اين پيشگوئيها انتخاب كند .
مگر او پسر همين پيغمبر و وارث خلق و خوى او و وصى او بر امتش
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٢٥٠