خدا وفا كردهاند ؛ و در آن سرزمين برگزيدهئى كه خدا ناپاكدلى و كينه را از سينهى ساكنان آن ، بركنده و آنان را با يكديگر برادر و مهربان ساخته است .
دو سرور جوانان بهشت . . همين و بس .
( 1 ) و به روشى واضحتر : آنگاه كه اين دنيا و جوانان آن ، حق اين دو را انكار كردند و به آزار آنان كمر بستند و بر آنان طغيان گرفتند و سيادت و سروريشان را نپذيرفتند و از آن دو گريختند . آيا با اين حقناشناسىها و ناسپاسىها حق آنان از بين مىرود ؟ نه ، اين سيادت و سرورى همچنان باقى است ، نهايت در جهانى برتر از اين جهان و بر مردمى برتر از اين مردم .
بگذار جوانان خيانت پيشه و غدار اين روزگار ، ننگ و ندامت و رسوائى تاريخ و عذاب قيامت را بر دوش كشند . . .
با اين معنى ، حديث مزبور يك پيشگوئى نبوى است كه آينده را از وراى پردههاى زمان مىبيند و با اين سخن ابهامآميز ، به آنچه اين دو سرور جوانان بهشت ، از جوانان اين دنيا خواهند ديد اشاره مىكند و نصيب و بهرهى كامل و پرسود و بىزيان هر يك را معين مىسازد .
و ترديد نيست كه آن كسى كه سيد بهشت و سرور جوانان آنست ، بيقين سرور همهى مردم و سيد اين جهان نيز هست .
( 2 ) كلمات قصار رسول اكرم - صلى اللّه عليه و آله - كه به اسانيد صحيح به ما رسيده ، داراى آنچنان بلاغتى است كه نيروى بلاغت بزرگترين سخنوران بليغ روزگار نيز نمىتواند بدان نائل آيد . اين كلمات در فصاحت
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٢٤٩