نمىگيرد . امامت او همچون قرآن است و قرآن را - كه عاليترين مرجع مسلمانان است و باطل را از هيچ سو بدان راه نيست - چه زيان اگر مردم با او مخالفت كنند و از امرش سر بپيچند و از او دورى گزينند ؟
رتبت پيشوائى و رهبرى قرآن همچنان باقى و سخن خدا بودنش همچنان صادق است . مردم راضى باشند يا نه ؛ به راهنمائى او عمل كنند يا نه ؛ زمام خود را به دو بسپرند يا نه . .
امامت حسن بن على نيز همينطور است .
( 1 ) قرآن و حسن هر كدام ، يكى از دو مركز ثقلاند در اسلام . همچنانكه در حكومتهاى قانونى ، قانون و رئيس حكومت هر كدام يكى از دو مركز - ثقل مىباشند .
منظور ما از « مركز ثقل » در اسلام ، همان چيزى است كه رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - در حديث صحيح بلكه متواتر بدان اشاره كرده و فرموده است : « من بجا گذارندهى دو چيز گرانوزن در ميان شمايم :
كتاب خدا و اهل بيتم ، اين دو از هم جدا نمىشوند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد گردند » « 1 » .
هامش
( 1 ) اين حديث را « حاكم » ( در ج 3 - ص 148 كتابش ) ذكر كرده و سپس گفته : « اين حديث به لحاظ شرائطى كه از نظر « بخارى » و « مسلم » ( دو محدث بزرگ سنى و صاحب معتبرترين كتابهاى حديث نزد اهل سنت ) در صحت حديث ، معتبر است ، صحيح مىباشد » .
« ذهبى » نيز در كتاب تلخيص المستدرك آن را نقل كرده و به صحت آن از لحاظ همان شرائط ، اعتراف نموده است . « امام احمد حنبل » در « مسند » ش ( ص 17 و 26 ) آن را روايت كرده و « ابن ابى شيبة » و « ابو يعلى » و « ابن سعد » در « كنز العمال » ( ج 1 - ص 47 ) و جمعى ديگر نيز آن را نقل نمودهاند .