يافت . به اين معنى كه وى از روز وفات پدرش و از لحظهاى كه مردم با او بيعت كردند ، از خلافت به هر دو معنى به بهترين وجهى برخوردار بوده و خليفه به هر دو صورت ، بوده است . . هم خليفه از نوع اولى ولى به انتخاب و هم خليفه از نوع دوم و از راه نص و با عنوان امام .
( 1 ) گويا خواننده در « فصل سوم » نمونهئى از نصوصى را كه بر تعيين او براى منصب امامت ، دلالت مىكند و هم گوشهاى از نحوهى انتخاب و كيفيت بيعت مردم با او را ، ملاحظه كرده باشد .
در اين هنگام كه سلسلهى حوادث جارى ميان حسن و معاويه ، امام حسن را به دوراهى : « حكومت ؟ يا عقيده ؟ » رسانيده بود ، منظور از حكومت ، همين سلطه و قدرتى بود كه وى بموجب انتخاب مردم بدان نائل آمده بود ، نه آن منصب و مقامى كه مصدر و منشأ آن ، انتخاب خدا و نصب و تعيين رسول اكرم - صلى اللّه عليه و آله - بود . زيرا اين منصب - همچنانكه گفتيم - در معرض تغيير و تبديل قرار نمىگيرد و تابع چيزى جز امر و فرمان خدا نيست و فرمان خدا تغييرناپذير است .
همچنين بليهها و حوادث سوئى كه در دوران خلافت امام حسن به دو روى مىكرد ، تماما حسن را بدين لحاظ و از اين دريچه كه حاكمى داراى قدرت و سپاه است ، هدف قرار مىداد ، نه حسن را از آن نقطه نظر كه امامى است تعيينشدهى رسول خدا .
( 2 ) امامت حسن ، دستخوش تغيير نمىشود و در معرض آسيب قرار
هامش
در دين فقيهتر و داناتر شناخته ، بايد بپذيريم كه حاكم و زمامدار و رئيس جامعهى اسلامى نيز همينهايند و هيچ عامل و ارزش ديگرى نميتواند ملاك حكومت كس ديگرى باشد . ( مترجم ) .