آنان مرتبط و متصل است و خدا در روزى كه هيئت مباهله با نصارى نجران را - كه مركب بود از حسن و جد و پدر و مادر و برادرش - تشكيل ميداد ، اين اتصال جسمى را تأييد كرد . و پيغمبر نيز در روزى كه برگزيدگان خاندان خود - يعنى خودش و آن چهار تن - را در كساء پيچيد و هم در روزى كه آيهى تطهير نازل شد و آن حضرت آن را با همين برگزيدگان تطبيق كرد ، از اين اتصال و ارتباط جسمى ، تعبيرى بدين صورت آورد .
وه ، چه نشانههاى عظمتى كه در اسلام هيچكس با آنان در آن شركت نداشته است ! .
( 1 ) از وراى افق حزنآور پيرامونش ، مناظر لذتبخشى از دوران كودكى و دوران صباوت ، در برابر چشمانش ظاهر گشت . از اين ديدگاه دور ، روزهاى روشن و منورى را بخاطر آورد كه در مدينه با موقعيت ممتاز و مقام مشخص خود در ميان اقران و همسالان خود ، مدارج كمال را مىپيمود ؛ آن روزهائى كه در ميان بازوان نيرومند پدر يا بر سينه و پشت پيغمبر و يا بر روى چوبهاى منبر جدش ببازى مشغول مىشد ؛ آن روزهائى كه وحى را در اولين لحظات نزول ، دريافت مىكرد و كلمات خدا را از زبان پيامبر ( ص ) مىآموخت و دانش خود را از مصدر دانش و منبع علم استخراج مىكرد و خود را براى پيشوائى و امامتى كه براى او مقرر شده بود آماده مىساخت و بسخن جد خود - كه هرگاه از حسن ياد مىشد با بيانى مباهاتآميز شايستگى او را براى پيشوائى امت بيان مىكرد - گوش فرا ميداد . و اين سخنى بود كه بارها بر زبان رسول خدا مىگذشت .
اينها دورانهائى بود آميخته به روح عظمت و همراه با عظمت روح ؛ گذشتههائى شايستهى آنكه بر حسن بانگ زند و پاكيزهترين و -
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 228
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٢٢٨