سيرهى پيامبر و عقيده و فكر صحيح دور نمىزند .
( 1 ) بدين جهت - همچنانكه گفتيم - حيرتى كه موجب سرگردانى و بلاتكليفى شود نداشت ، چون راه خدا نمايان و سيرهى رسول گرامى ، واضح است . ولى احساسى كه از واقعيت داشت ، تلخ و گدازنده بود .
و چه دشوار است كه شرائط و اوضاع ، كسى را بىاختيار و دست بسته به حالتى كه خلاف ميل اوست ، سوق دهد . . بحرانهاى پىدرپى به دو رو كند و گرهها و عقدههاى بهم پيوسته او را احاطه نمايد . اين همان وضع « استثنائى » يى است كه هرگز بدون سرگشتگى و اضطراب صورت نمىيابد و آدمى را در ميانهى فعل و ترك و خوف و رجا نگاه ميدارد . در چنين حالت و وضعيتى بيش از همه چيز ، به تأمل و تفكر و متانت و پايدارى احتياج هست و در چنين بحرانى است كه جوهر افراد و قدرت ذاتى آنان ، داراى نقشى دقيق و حساس است .
وه كه اين چه نفس با عظمتى و چه روح آسمانى و بزرگى بود ؟ ! ( 2 ) اين همان نفس مطمئنهاى بود كه در هنگامهى هجوم بليات ، خشنود و سرشار از رضايت ، به خدا بازميگردد ؛ به غير از تكيه و اعتماد نمىكند و از غير او رشد و هدايت نمىخواهد . و اين همان روح پاك و پيراستهاى بود كه بر اثر سنگينى بار وظيفه ، سستى و فتور نمىگرفت و در هر حال ، از حادثهئى كه به دو روى آورده ، سرسختتر و محكمتر ميبود .
نشنيدهايم كه در هنگامهى هجوم آن بلاهاى سخت ، يكى از يارانش احساس كرده باشد كه او اينك در پنجهى بلا و مصيبت گرفتار است . تمام آنچه از او بظهور مىرسيد ثبات و تصميم و استقرار بود . حتى مناجات او با خدا نيز خود آيتى از پايدارى و پيوند با خدا و تكيه و اعتماد به او بود .
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 225
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٢٢٥