تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
سركشى دعوت كرد و مسئوليتى را كه در پيشگاه خدا و رسولش درباره‌ى او خواهند داشت يادآورى كرد . و ديگر نميدانيم - و مصادر نيز در اين خصوص چيزى روايت نمىكنند - كه درباره‌ى صلح ، سخنى به نفى يا اثبات گفته باشد . ( 1 ) همين اندازه ميدانيم كه مغيرة و همراهانش كه وارد اردوگاه مدائن شده و براى ورود به خيمه‌ى امام بار يافته بودند ، اردوگاه را ترك نكردند مگر آنگاه كه بذر بزرگترين فتنه را در آن پاشيده بودند . . همانطور كه ميگذشتند و در راه خود ، خيمه‌ها را از نظر مىگذرانيدند و طبعا در معرض نگاه‌هاى كنجكاو سپاهيان قرار داشتند ، با خود بگفتگو پرداختند . يكى از آنان درحالىكه متعمدا صداى خود را بلند مىكرد ، خطاب به ديگران گفت : « خوب شد ، خدا بدست پسر رسول خدا خونها را حفظ كرد و فتنه را خوابانيد و آرزوى صلح را بر آورده ساخت » « 1 » . اين گفتگو همان « فتنه » ئى بود كه بدان وسيله ميخواستند صلح را به زور و جبر ، بدست آورند . اين ضربت كارىاى بود كه در شرائط ناهنجار مدائن و با آن اضطراب همه‌گيرى كه بدنبال حوادث اسفبار « مسكن » همه جا را فرا گرفته بود ، وارد مىشد . ( 2 ) اكثريت سربازان « مدائن » همچنان بر اقدام به جنگ اصرار داشتند و مجوزى براى صلح قائل نبودند و چنين مىپنداشتند كه بقاياى مجاهدان « مسكن » براى جنگ با معاويه بسنده‌اند و قواى احتياطى مدائن ميتواند در صورت ضعف نيروهاى مسكن به آنان مدد لازم را برساند . شايد هم
هامش
( 1 ) يعقوبى - ج 2 ص 191 .