تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
به دو تسليم كنند يا ناگهانى بكشند » « 1 » . ( 1 ) در عالم « فتنه‌انگيزى » كار جالب اين بود كه معاويه همه‌ى اين نامه‌ها را كه از اين گروه دريافت كرده بود يك جا جمع كند و سپس به همراهى هيئتى مركب از : « مغيرة بن شعبه » و « عبد اللّه بن عامر بن كريز » و « عبد الرحمن ابن حكم » نزد حسن بن على ارسال دارد « 2 » و او را از اين نامه‌ها و از اغراض اصحاب و داوطلبان سپاهش با خبر سازد و ضمنا در صورتى كه اين هيئت در حسن ، آمادگى تفاهم يا صلح مشاهده كنند ، اين خود درآمدى جهت ورود در مذاكرات صلح باشد . . امام حسن با دقت و امعان در خط و امضاى كوفيان نگريست ، گفتى كه از پيش خط و امضاى آنان را مىشناسد ، و انتساب آنها را به امضاء كنندگان تأييد كرد . ولى اين ديدار بر معرفت او نسبت به اصحابش نيفزود و چيز تازه‌اى كه قبلا درباره‌ى اين گروه ندانسته باشد ، كشف نكرد . اينها همان طبقه‌ئى بودند كه از نقطه نظر تمايلات و هوسها و انحرافات اخلاقى ، نزد او كاملا شناخته شده بودند و وى از اولين لحظه‌ى دعوت به جهاد ، از طرف آنان به انواع مصيبت‌ها و بليه‌ها دچار شده بود . ( 2 ) آنگاه ، هيئت شامى را مخاطب ساخت و با عبارتى دقيق ، بىآنكه مطلبى را بطور جزم بگويد يا چيزى از اسرار خود را آشكار سازد ، با آنان سخن گفت و در ضمن از خيرانديشى براى مغيرة و همراهانش نيز خوددارى نكرد و آنان را به پيروى از فرمان خدا در مورد نصرت او و ترك عصيان و
هامش
( 1 ) مآخذ اين مطلب در فصل سوم گذشت . ( 2 ) رجوع شود به تاريخ يعقوبى ( ج 2 - ص 191 ) .