تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
از اردوگاه حسن عليه السلام جدا كرده بود ، ملحق ساخت و در نتيجه ، مثلث مخوفى پديد آمد فتنه‌انگيز و مايه‌ى چه هيجان‌ها و چه آشفتگىها در دين . . ( 1 ) خلاصه ، فتنه‌گرى به معناى عام ، تنها خصلتى بود كه هيچ هنرمند
هامش
اجمال عبارت است از داستان عمل جنسى نامشروع ابو سفيان با زن هرزه‌ئى از « ذوات الاعلام » ( فاحشه‌هائى كه براى راهنمائى مسافران و تازه‌واردان پرچمى بر سر در خانه‌ى خود نصب ميكردند ) شهر طائف بنام « سميه » كه « باج ده » حرث بن كلده‌ى ثقفى بوده است . و ثمره‌ى اين زنا ، همين جناب « زياد » است . معاويه در اين جريان ، شهادت « پسر اسماء حرمازى » و « ابو مريم خمار سلولى » را كه دلالان اين فاحشه و فاحشه‌هاى ديگرى از قبيل او بوده‌اند ، مىپذيرد و زياد را همچون برادر شرعى و قانونى به خود پيوند ميدهد و به گفته‌ى « عبد اللّه بن عامر » ( شوهر هند دختر معاويه ) هم كه اصرار داشت شهودى از قريش اقامه كند تا قسم ياد كنند كه ابو سفيان ، سميه را نديده است ! اعتنا نمىكند ! آنگاه « جويريه » دختر ابو سفيان حجاب از موى خود نزد زياد برمىدارد و به او ميگويد : « تو برادر منى ! ابو مريم گفته است ! ! » و آنگاه زياد درباره‌ى پدر اولش كه در بستر او تولد يافته و سپس او را به ابو سفيان تبديل كرده - يعنى همان برده‌ى رومى حرث بن كلده‌ى ثقفى بنام « عبيد » - ميگويد : عبيد پدرى است كه سپاس او را داريم و فرود مىآيد . . و اين بنابر اصح در سال 41 هجرى است . مردم حادثه‌ى « استلحاق » را بزرگترين هتك حرمتى دانستند كه در اسلام آشكارا انجام شده است . « ابن اثير » مىنويسد : « استلحاق » زياد نخستين واقعه‌ئى بود كه احكام شرع را رد كرد . چه ، رسول خدا ( ص ) حكم كرده كه فرزند از آن بستر است و سنگ براى زناكار ، و معاويه به عكس اين حكم كرد يعنى بر طبق عادت جاهلى . خداى تعالى ميفرمايد : « آيا حكم جاهلى را مىطلبند و كه بهتر از خدا حكم‌كننده است براى آنان كه يقين دارند » .
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 214 | السيد الخامنئي / الشيخ راضي آل ياسين