تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
مبارزه‌ى تن بتن امتناع ورزيد ! ! ( 1 ) چرا ، همانطور كه گفتيم او از موهبتى برخوردار بود ولى در محوطه‌اى محدود ؛ سخاوت داشت ولى از نوعى خاص ؛ هدف و جهتى هم داشت كه همه‌ى وجود او را مسخر ساخته بود . موهبت او ، بهره‌بردارى از فرصتهاى ناشى از مضيقه‌ها و بن‌بست‌هاى مردم بود ؛ هدف و منظور او دست يافتن بر حكومت و قدرت بود ؛ و سخاوت او در مورد اشيائى بود كه اگر كسى براى آخرتش حسابى باز كرده باشد . بدانها سخاوت نمىورزد . ظاهرا معاويه به خوبى مىدانست كه بسيارى از شرائط جنگيدن با شجاعترين نظامى اسلام را كسر دارد . ازينرو پيوسته علاقه‌مند بود كه جنگهاى عراق را به تاكتيكى كه پذيراى خصلت مخصوص اوست ، مبدل سازد و هر اندازه كه ميتواند از جنگيدن بوسيله‌ى سلاح ، به جنگ به معناى - فتنه‌انگيزى و حيله‌گرى ، بگريزد . تجربه‌هاى جنگ صفين نيز سابقه‌ى ديگرى بود كه به دو مىآموخت كه تا آخرين حد امكان بايد به اين روش قناعت ورزد . در آن جنگ ، معاويه از شكست قطعى و مسلمى كه او را فرا گرفته و وادارش ساخته بود كه تنها و بر پشت يك مركب در صدد فرار باشد ، فقط آنگاه رهائى يافت كه نظريه و صوابديد مستشار بزرگش « عمرو عاص » را به كار بست ! و بدنبال آن ، فتنهء همه‌گير و وسيعى كه انواع مشكلات و
هامش
كه على بن أبي طالب بر حق است و من بر باطل . معاويه گفت : به خدا مصر تو را كور كرده است و اگر مصر نمىبود من تو را بينا مىيافتم . سپس معاويه خنده‌ى با معنائى كرد . عمرو پرسيد : از چه مىخندى اى امير المؤمنين ؛ خدا لبت را خندان بدارد . گفت از ابتكارى كه در روز مبارزه‌ى على بخرج دادى ! . .
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 212 | السيد الخامنئي / الشيخ راضي آل ياسين