گشت « 1 » » و شبح ناكامى و شكستى را كه در انتظار اين جنگ بود ، از لابلاى اوضاع و احوال خود مشاهده كرد . چه ، تنها گروه ذخيرهء او همين سپاه بود كه به هيچ بابت اميد اصلاح آن نمىرفت .
( 1 ) كلمات زيادى از او باقى مانده كه از كم اعتمادى او به اين سپاه ، حكايت مىكند و بليغترين سخنى كه در اين مورد از آن حضرت باقى است ، نطق اوست خطاب به لشكر مدائن . در اين خطابه چنين گفت : « به راه صفين كه مىرفتيد دينتان پيشاپيش دنياتان بود ولى اكنون دنياتان پيشاپيش دينتان قرار دارد . شما اكنون در ميانهى دو كشته قرار گرفتهايد : كشتهاى در صفين كه بر او ميگرييد و كشتهاى در نهروان كه انتقام او را مىطلبيد « 2 » . بازماندگان ، عهد فروگذار و نامردمند و گريه كنندگان ، شورشگر و عاصى . . » .
اين تنها خطبهئى است كه در آن به اختلاف تمايلات و هدفهاى عناصر سپاه در اين جنگ اشاره شده است .
منظور وى از « گريه كنندهى شورشگر » اكثريت ياران و نزديكانش بودند ، و از « طلب كنندهى انتقام » خوارج ، كه در لابلاى صفوف وى جا داشتند [ و البته اين انتقام را از كسى جز او نمىطلبيدند ] و از « عهد فروگذار و نامردم » ديگر عناصر سپاه ، كه فتنهجويان و طمعكاران و هواپرستان بودند .
( 2 ) در اينجا تاريخ ، سطور تيره و خونينى در خلال صفحات خود گنجانيده است . در اين صورت افراد فريب خورده و مفتونى از اين عناصر را مىبينيم
هامش
( 1 ) متن عبارت شيخ مفيد در كتاب « ارشاد » ص 170 .
( 2 ) و به روايت ابن طاوس در كتاب « الملاحم و الفتن » ( ص 142 - طبع نجف سال 1368 ) : « و كشتهاى در نهروان كه انتقام او را از ما مىطلبيد » .