و التزامى نداشتند و اگر جز اين ميبود ، بىشك سرگذشت اين قطعه از تاريخ به صورتى غير از آنچه اكنون هست نوشته مىشد .
( 1 ) 3 - اگر امام حسن براى تصفيهى سپاه خود به روش معمولى همهى سران سپاه به اعدام يا تبعيد يا تضعيف عناصر مخالف دست مىزد ، در وضع ويژهى او اين كار موجب تسريع در بليه و بدبختى مىشد و اختلاف و دودستگى و شكاف ، آشكار مىگشت و پرچم نافرمانى لااقل در ميان نيمى از سپاهيان برافراشته مىشد . . بنا بر اين ، اين اقدام حسن بدين معنى بود كه قصد دارد بدست خود شعلهى عصيان و شورش را در قلب لشكر خود برافروزد ، يعنى جهاد مقدس را به يك جنگ داخلى خونين مبدل سازد و اين كار در آن وضع ، نهايت آرزوى معاويه بود درحالىكه امام حسن با آگاهىئى كه از وضع خود و شيطنتهاى معاويه داشت ، از آن كمال اجتناب و پرهيز را مينمود .
( 2 ) و پس از اين همه :
امام حسن در دوران كوتاه زمامداريش كه سراسر آن را بليههاى گوناگون فرا گرفته بود ، چندان فرصت و مجال نيافت كه به اصلاح اين گروههاى رنگارنگ و گرد آوردن آنان بر رأى و عقيدت واحد بپردازد .
اين كار در آن موقعيت از هيچكس ديگر نيز ساخته نبود ، چه ، اولا شايستگى اخلاقى چيزى نيست كه بتوان آن را در دورانى كوتاه تزريق كرد ، اين كار مستلزم تهذيب دينى و زدودن زنگهاى روزگارى درازمدت است ، و ثانيا جريانهاى متضادى كه اين نسل را در معرض انواع جلوههاى فريبندهء مادى قرار داده بود ، امكان اصلاح و وحدت دادن به هدفها را
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: السيد الخامنئي
ص١٨٢