گفته مىشود : « با حسن از اين جهت بيرون آمدند كه به هر حيلتى در صدد جنگ با معاويه بودند » ! ! ( 1 ) بدين ترتيب ، به شكلى ترديدناپذير ، مقاصد خبيث و پليد خوارج - كه به ظاهر روش مجامله در پيش گرفته بودند - بر امام حسن آشكار شد .
او خود از آغاز كار ، از آنان بشدت پرهيز مىكرد ولى هميشه مخالفت خود را از آنان پوشيده مىداشت .
هيچ چيز خطرناكتر از دشمنى نيست كه به لباس دوست ظاهر شود .
اين همان دشمنى است كه به ظاهر با كسى دوستى مىورزد و در باطن با او مىجنگد . و خطرناكترين دشمن از اين نوع ، آن است كه به انگيزهى انتقام و عصبيت ، شمشير مىكشد چنان كه خوارج با حسن بن على بودند .
( 2 ) براى سپاه امام حسن چنين پيش آمد كه به تورم ناشى از گرد آمدن اين گروههاى ناهماهنگ مبتلا شود و بر اثر اين ناهماهنگى ، فاقد روحيهى يك سپاه اميدبخش و داراى افق روشن ، باشد و پيوسته هدف كينهتوزى و دشمنى آشكار و نهان دشمنان خارجى و داخلى در دو منطقهى : شام و عراق ، قرار گيرد .
لشكرى كه از اينچنين عناصرى تركيب يافته ، ميبايد كه در برابر هر پيشامدى تهديد به دودستگى و قيام بر ضد سران و رهبران شود .
جهاد مقدس ، هرگز وسيلهى طمع مادى يا زمينهء توطئههاى خطرناك يا مظهر تعصبهاى بيجاى جاهلانه يا صحنهى تجربههاى شكاكان نبوده است .
« آگاهى امام حسن به سست عهدى و ناهمرهى قومش افزون
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 178
مساهمون: السيد الخامنئي
ص١٧٨