از حوادث جنگى خود به چنين سپاه مختلطى دچار شدهاند و در حالات آن بزرگواران نقل نشده كه در اين موارد از پذيرش افرادى از اين رديف ، خوددارى كرده يا كسى را از ميدان جنگ رانده باشند . و ميدانيم آن هر دو نيز بنوبهى خود از زيانهاى ناشى از حضور اين افراد ، در امان نماندند .
مثلا تاريخ از ماجراى جنگ حنين چنين ياد مىكند : « جمعى از مسلمانان از انبوه سپاهيان پيامبر بشگفت آمدند و گفتند كه اين سپاه از گروه اندك مشركان درهم نخواهد شكست . ولى سپاه مسلمين ، سپاهى مختلط بود و در آن بسيار بودند آنان كه براى غنيمت آمده بودند . . » .
در ضمن حوادث بازگشت مسلمانان از جنگ « بنى المصطلق » نيز شبيه به همين ، نقل شده است .
( 1 ) دربارهى جنگهاى على عليه السلام نيز نوشتهاند : « سپاه على در « صفين » از ملتها و قبيلههاى گوناگون تشكيل يافته بود و اين سپاهى پراختلاف و پرستيزه بود ؛ نه گوش به فرمان ميداد و نه دل به نصيحت و خير خواهى مىنهاد . . » .
معاويه - بنا به نقل « بيهقى » در كتاب « المحاسن و المساوى » - گفته است : « على در ميان پليدترين و پرتفرقهترين سپاه بود و من در ميان رامترين و كمتفرقهترين سپاه » .
در اين صورت امام حسن نيز وظيفه داشت كه به رويهى پدر و جدش عمل كند و ناروا است كه از او بيش از آنچه از آن دو انتظار داريم ، متوقع باشيم . . چه آن دو بزرگوار ، بهترين و شايستهترين سرمشق بودند .
دقت در امر دين و التزام به متن اسلام ، امام حسن را در هر حركت و سكونى مقيد ميداشت ، درحالىكه دشمنان وى در هيچ كارى چنين قيد
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 181
مساهمون: السيد الخامنئي
ص١٨١