تصريح كرده است . ما در اين عدد فقط از دو نظر اشكال داريم :
( 1 ) نخست آنكه با گفتار خود امام حسن كه در آن تلويحا عدد سپاه را معين مىكند قابل تطبيق نيست . زيرا همانطور كه ديديم بنا بر گفتار مزبور ، عدد سپاه حد اكثر 20 هزار است . و همچنين با گفتار ديگر آن حضرت كه رفتار مردم را با خود توصيف مىكند و از سستى و سنگينى آنان در جنگ مىنالد « 1 » سازگار نيست . چه ، در صورت فراهم آمدن چهل هزار سپاهى ، امام حسن از كدام سستى و سنگينى گله مىكند ؟ بنابراين ، عدد مزبور نيز مورد ترديد است .
ديگر آنكه مدرك اين عدد ، حدس و گمان گويندگان آنست و نه چيز ديگر . . اينها به اين دليل كه امير المؤمنين على عليه السلام براى آخرين حملهاش به شام ، سپاهى متشكل از 40 هزار نفر تجهيز كرده و پيش از كوچ دادن اين سپاه ، وفات يافته ، استنباط كردهاند كه بايد اين لشكر آماده براى فرزندش امام حسن باقى مانده باشد و ديگر فراموش كردهاند كه تأثير روگردانى و ناهمرهى مردم را نيز در برابر خليفهى جديد به حساب آورند .
و پس از اينهمه ، اساسا آمارى كه با اينهمه اشتباه توأم است چگونه قابل اطمينان خواهد بود ؟
( 2 ) عجيبترين روايات در اين مورد ، روايت زهرى است كه عدد لشكر مقدمه را تحت فرماندهى قيس بن سعد در « مسكن » يعنى پس از فرار عبيد اللّه بن عباس و همراهانش ، چهل هزار معين مىكند . معناى اين نقل
هامش
( 1 ) در پاسخ « بشير همدانى » كه يكى از بزرگان شيعهى آن حضرت در كوفه بوده است : بحار « ج 10 ص 113 » .