از آن دو خود در كوفه بوده و در آن صفوف همكارى مىكردند - در خدمت امير المؤمنين على عليه السلام بود اكنون نيز در خدمت پسرش امام حسن هست . اين اولا . و ثانيا موقعيت اين دو نفر كه هر يك از جهتى در يك بحران عاطفى قرار داشتند - و همين بحران انگيزهى اين گفتارشان بود - اقتضا مىكرد كه بدين گونه بمبالغه و اغراق سخن بگويند . اينچنين مبالغهاى نه از سليمان كه در صدد تقبيح صلح و تحت تأثير طغيان احساسات است و نه از زياد كه در مقام تهديد معاويه و پاسخگوئى به وعد و وعيد اوست ، چندان دور نيست .
( 1 ) از اين گذشته ، در اين دو اظهار ، چيزى كه بتوان در مورد عدد سپاه بدان اطمينان و استناد كرد وجود ندارد .
ميدانيم اين سليمان ، دوست نزديك مسيب بن نجيه بوده و ميان آن دو پيوندى بسى محكمتر از پيوند دوستىهاى شخصى وجود داشته است . و در يكى از نصوص تاريخى مذكور ( شماره 4 ) ديديم كه مسيب ابن نجيه در مقام عتاب و توبيخ امام حسن بر صلح ، مىگويد : تو با داشتن چهل هزار سپاهى . . و يقينا ميان دو دوست نزديك در يكى از موضوعات مربوط به خاندان پيغمبر ، چنين اختلافى معقول نيست .
در اين صورت ، بىقاعدگى گفتار ابن صرد هيچ دليلى جز اين ندارد كه راوى آن ابن قتيبهى دينورى است يعنى راوى چند داستان ترديدپذير و قابل تأمل در جريان امام حسن كه هيچ كس جز او آنها را روايت نكرده است ! اتفاقا تقدير چنين بود كه اين دو دوست بزرگ ، پيش از رخت بستن از دنيا پاسخ عملى آن عتابى را كه به رهبرشان امام حسن در مورد
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: السيد الخامنئي
ص١٦٣