تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
دست آخر 20 هزار هم « سپاه عظيمى » است . ( 1 ) 5 - روايت « بحار » نيز كه نخستين روايتى بود كه ما - براى اينكه همه‌ى متون تاريخى را ذكر كرده باشيم - در اينجا آورديم ، از لحاظ پيوستگى و نظم و ترتيب خاصى كه در حوادث مكرر آن وجود دارد سخت قابل ترديد و تأمل است . اولا نام دو فرماندهى كه در اين روايت از آنان ياد شده - و يكى از قبيله‌ى « كنده » و ديگرى از قبيله‌ى « مراد » بوده و هر دو پيش از عبيد اللّه بن عباس بسوى معاويه رفته و قبل از او خيانت ورزيده‌اند ! - به كلى فراموش شده است . و در تاريخ بىسابقه است كه در جريانى بدين اهميت - كه از ننگين‌ترين حوادث تاريخ انسانى است - نام دو نفر فرمانده مورد غفلت و فراموشى قرار گرفته باشد . از اين عجيب‌تر آنست كه بنا بر اين روايت ، امام حسن پيش از فرستادن اين دو سردار اصرار مىورزيده كه آنان را به خيانت متهم سازد ! و باز با علم و يقين به خيانت آنان ، هر دو را در رأس لشكرى به استقبال معاويه اعزام داشته است ! ! تنها يكى از اشكالات مزبور كافى است كه بررسى در اطراف اين روايت را بيهوده جلوه دهد . در اين صورت چه بهتر كه آن را به حال خود رها كنيم تا خود معرف ميزان اعتبار خود باشد . ( 2 ) اينك پس از اين بررسى و تحليل ، مائيم و همان ابهام نخستين در موضوع « عدد سپاه » . بگذار تا اين نصوص و متون تاريخى - كه اين اندازه داراى