ديگرى كه در اين لشكر بودند ، گردد . زيرا در اين لشكر شخصيتهاى برجستهئى وجود داشتند كه ميدانداريها و فرماندهيهاى آنان و اخلاص و فداكارى و سوابق درخشانشان زبانزد بود مانند : ابو ايوب انصارى و حجر بن عدى و عدى بن حاتم و جمعى ديگر از آنان كه نامشان گذشت .
بدين جهت مقدم ساختن پسر عموى امام - كه پسر عموى پيغمبر نيز بود - و او را در ظاهر و بنام ، فرمانده قرار دادن و سپس استفاده از رأى قيس و سعيد را به او توصيه كردن ، تدبير خردمندانهئى بود كه راه هر گونه اختلاف و همچشمى را مىبست .
( 1 ) 2 - با توجه به وضع عمومى آن روزگار ، يكى از بجاترين احتياطها اين بود كه فرمانده جبههى امام حسن فقط از ميان بنى هاشم انتخاب شود .
توضيح آنكه : سستى و ناهمرهى كوفيان كه از ابتداى ماجراى حسن بن على ظهور كرده بود ، موجب بدبينى فراوان به سرانجام وضع مىشد و مستلزم آن بود كه وى هر تدبيرى را كه براى اثبات برائت خود در آينده در برابر سرزنش و تخطئهى عيبجويان لازم مىبيند ، به كار بندد .
براى مردم بسى آسان بود كه با مشاهدهى كوچكترين نقطه ضعف يا ناچيزترين بهانه براى تعليل شكست احتمالى ، بدون ملاحظهى جوانب كار ، سيل اعتراض و انتقاد را بسوى امام حسن سرازير سازند ، كاملا انتظار مىرفت كه در صورت شكست امام حسن در مسكن ، كسانى بگويند كه : اگر فرمانده سپاه از بنى هاشم مىبود ، بيشتر از ديگران در برابر سختيها پايدارى و صبر مىكرد و سرانجام كار به اينجا نمىكشيد . .
در اين صورت ، خود را براى مقابله با نتايج احتمالى ، آماده كردن
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 152
مساهمون: السيد الخامنئي
ص١٥٢