( 1 ) دستور آن حضرت كه : « با اين دو نفر مشورت كن » دليل ديگرى است بر اينكه منظور وى ، كوبيدن خوى درشت و ناهموارى است كه اى بسا امام در پسر عموى خود سراغ داشته و از آن همچون مانعى بر سر راه موفقيت ، بيم مىبرده است .
بايد دانست كه وجود اين درشتخوئى در عبيد اللّه - در صورتى كه اين حدس ، صائب باشد - نمىتواند مانعى براى فرماندهى وى بشمار رود در صورتى كه شرائط و اوضاع و احوال فراوان ديگرى سپردن اين منصب را به وى ايجاب مىكرده است . . علاوه بر اينكه هميشه ميان « خشونت » و « زندگى نظامى » پيوند نزديك و مستحكمى وجود داشته است .
( 2 ) اكنون جاى اين پرسش است كه به چه موجبى امام حسن ، فرماندهى مقدمه را به عبيد اللّه سپرد و با بودن كسى همچون « قيس بن سعد بن عباده » كه لياقت نظامى و امانت و سرسپردگيش به خاندان پيامبر مورد اعتراف است ، او را بدين سمت انتخاب نكرد ؟
اين سؤال داراى چند پاسخ است :
( 3 ) 1 - در فرمان امام حسن به عبيد اللّه ، مشورت كردن با قيس بن سعد و سعيد بن قيس بطور لزوم و حتميت توصيه شده و با اين كار ، فرماندهى از شكل انحصارى - كه اگر موجب خلاف مصلحت بود جاى ايراد و اعتراض بر امام حسن داشت - خارج شده و به صورت شوراى مثلثى در آمد كه اعضاى آن را لا يقترين افراد سپاه تشكيل مىدادند . اما انتخاب قيس منحصرا براى فرماندهى و مقدم داشتن وى بر آن دو نفر ديگر و بر ديگر ياران و فرماندهان ، اين اشكال را داشت كه ممكن بود موجب همچشمى و رشك مردان شايستهى
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: السيد الخامنئي
ص١٥١