مىدهد نديده بگيريم . و فراموش نمىكنيم كه همين قيس در روزى كه فرماندهى لشكر « مسكن » به دو رسيد ، در وسط صفوف خود ايستاد و مردم را ميان يكى از اين دو كار : يا پيوستن به امام حسن در صلح و يا ادامهى جنگ با معاويه بدون امام ، مخير ساخت ! ! ( 1 ) بنا بر اين ، چه احتياطى از اين بهتر كه فرماندهى جنگ به چنين كسى سپرده نشود ولى براى استفاده از لياقت و كاردانى او ، بعنوان مستشار نظامى انتخاب گردد . و اين همان كارى بود كه امام حسن انجام داد .
مؤلف : بايد دانست كه تعيين قيس بعنوان نايب فرماندهى - يعنى دومين فرمانده در صورت كشته شدن عبيد اللّه - با ملاحظهى سياسى مزبور منافاتى ندارد . زيرا كه پس از كشته شدن فرمانده اول ، ارادهى دومين فرمانده در گرو تصميم و اقدامى است كه فرمانده پيشين ، شرايط و اوضاع جنگ را بر طبق آن ترسيم كرده و به آسانى قابل تغيير نيست . و اى بسا تا آن وقت كارها زير نظر و ارادهى مستقيم خود امام - يعنى فرمانده كل قوا - قرار مىگرفت و چنان كه قبلا دانستيم ، آن حضرت وعده كرده بود كه به زودى به مقدمهاش بپيوندد .
در اين صورت بر تعيين وى بعنوان دومين فرمانده ، اشكالى وارد نيست .
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: السيد الخامنئي
ص١٥٤