بتحقيق تعريف كرده است بهشت را از براى ايشان در دنيا تا مشتاق آن شده اند .
بدان كه لقاء در لغت بمعنى ديدن ووارسيدن وكارزار كردن آمده واينجا ظاهر معنى اخير است و احتمال دارد كه مراد يكى از دو معنى اول باشد وقيد در مقام محاربه نيز مراد باشد به قرينه ء مقام يعنى هر گاه كارزار كنيد با كافران يا به بينيد كافران را در مقام محاربه يا برسيد به كافران در مقام محاربه وقول او ( فَضَرْبَ الرِّقابِ ) مفعول مطلق فعل محذوفست يعنى فاضربوا رقابهم ضربا فعل را حذف گرداند ومصدر را قايم مقام او گردانيده اضافه كردند به مفعول به وتعبير از قتل به گردن زدن كه يكى از صورتهاى قتل است جهت شيوع اين صورتست .
و ظاهر آنست كه اذا در قول او ( إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ ) ظرفيه است نه شرطيه وفاء : ( فَشُدُّوا الْوَثاقَ ) فاء تعقيب است نه فاء جزاء واثخان در لغت بمعنى بسيار كشتن است اثخن بمعنى پرى وسيطرى يعنى بكشيد كافران را تا وقتى كه بسيار كشنده باشيد ايشان را بعد از آن محكم گردانيد ايشان را ووثاق بفتح واو وكسر او بند است ومحكم گردانيدن ايشان كنايه است از اسير كردن ايشان ومراد از من رها كردن اسير است بى عوض ومراد از فدا رها كردن اسير است با عوض كه مال باشد يا مسلمانى كه اسير كافران شده باشد ومنا وفداء هر دو مفعول مطلق فعل محذوفند يعنى تمنون منا وتفدون فداء وحذف آنها واجبست چنان كه مشهور است .
و بعد از ظروف مقطوعه از اضافه است ومضاف اليه او مقدر است يعنى بعد شد الوثاق ازين جهة مبنى شده بر ضم چنان كه در محلش مبين است يعنى پس رها مىكنيد ايشان را بى عوض ، بى عوض رها كردنى بعد از اسير كردن ايشان يا رها مىكنيد ايشان را با عوض با عوض رها كردنى و ظاهر آنست كه تمنون وتفدون دو خبرند بمعنى امر وبرين تقدير اگر صيغه هاى امر تقدير كنند ظاهرتر باشند
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٤٦