شدن جنگ و اين خلاف اجماع اهل بيت است عليهم السلام زيرا كه منقول ازيشان آنست كه هر گاه مسلمانان در روز حرب اسيرى از كافران بگيرند پس اگر پيش از آخر شدن جنگ باشد واجب باشد قتل او اگر مسلمان نشود ومخير است امام عليه السّلام ميان آن كه اختيار كند گردن زدن او را يا بريدن دستها وپاهاى او را وانداختن او تا آن كه خود بميرد و اگر بعد از آخر شدن جنگ باشد مخير باشد امام عليه السّلام ميان من وفداء و بنده گرفتن خواه مسلمان شود وخواه نى و قتل جايز نباشد و اين قول مختار حسن بصريست خلاف مر باقى مخالفان را .
و از اين جهت محققان گفته اند كه عبارت اين محمولست بر تقديم و تأخير يعنى فضرب الرقاب حتى تضع الحرب أوزارها حتى اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق تا آخر .
وجواز استرقاق يعنى بنده گرفتن اسير بعد از آخر شدن جنگ معلوم شود از روايت وپوشيده نماند كه حمل آيت مذكوره بر تقديم و تأخير به غايت بعيد است ومستلزم تعقيد لفظى است و آن مخل است به فصاحت وبلاغت قرآن با آن كه برين تقدير ربط : ( حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ ) ظاهر نيست پس اولى آنست كه گفته شود كه : ( حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها ) بتقدير زمان مضاف به آن مقدر با فعل مضارع بدلست از ( حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ ) بنا بر آن كه كلمه ء اذا ظرفيه است نه شرطيه چنانچه گذشت ومبدل منه در حكم نتيجه است .
پس تقدير آيت چنان شود كه فضرب الرقاب حتى تضع الحرب أوزارها فشدوا الوثاق تا آخر آيت و اين توجيه وجيه كه خاليست از تكلفات بعيده وتصرفات ركيكه از جمله فرايد جليله وفوايد جميله است كه همين التفات نواب كامياب همايون اعلى الله شأنه اين كتاب مستطاب مزين گشته به آن وللَّه الحمد على آلائه
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 48
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٤٨