تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
عبارتست از مجموع فرق ثلث . وجزيه در اصل لغت صيغه ء نوع است از جزا مثل جلسه از جلوس يعنى نوع جزا دادن و در شرع عبارتست از آن چه اخذ كنند مسلمانان از اهل كتاب چنان كه در شرايط ذمه معتبر است واكتفاء نمود در بيان غايت قتال به اهل كتاب به اعطاى جزيه يا آن كه غايت قتال با ايشان اسلام است بالتزام شرايط ذمه چنان كه مذكور شد از جهة اهتمام بشأن اعطاء جزيه چنان كه از سبب نزول مذكور معلوم مىگردد با آن كه صدر آيت دالست بر آن كه اسلام نيز غايت قتال است با ايشان زيرا كه قول او ( لا يُؤْمِنُونَ ) و باقى صيغه ء مضارع منفى دلالت مىكند بر آن كه عدم قبول ايشان اسلام را شرطست در مقاتله با ايشان . ومراد از يد دست دهنده است يا دست گيرنده و بر تقدير اول مراد دادن ايشانست جزيه را از روى دست يعنى نقد نه نسيه يا مراد دادن ايشانست جزيه را بدست خود نه به فرستادن از دست ديگرى و بر تقدير ثانى مراد قهر وقدرت اهل اسلام است يا نعمت وانعام او بطريق مجاز مرسل يعنى بدهند جزيه را از جهت قهر وقدرت مسلمانان بر ايشان يا از جهة انعام مسلمانان بر ايشان در ناكشتن ايشان و بر تقدير اول كلمه ء ( عن ) متعلق است به مجاوزت مقدر يعنى ( حال كون الجزية مجاوزة عن يد ) يعنى در حالتى كه در گذرنده باشد جزيه از دست ايشان فى الحال يا از دست ايشان بدست مسلمانان بى واسطه چنان كه متبادر است و بر تقدير ثانى متعلق است بشأن مقدر يعنى ناشيا عن يد . وقول او ( وهُمْ صاغِرُونَ ) جمله ء حاليه است از فاعل يعطوا وصغار بمعنى ذلت وخواريست يعنى بدهند جزيه را در حالتى كه خوار و بى اعتبار باشند . ومراد از دادن ايشان جزيه را بر سبيل خوارى نزد بعضى مفسران دادن