مسلمانان باشند يا كمتر جهاد با ايشان واجب باشد و اگر بيشتر باشند واجب نباشد چنان كه قول او ( الآنَ خَفَّفَ الله عَنْكُمْ ) تا آخر دالست بر آن .
ووجه غالبيت مسلمانان بر كافران آنست كه مسلمانان دوستان خدايند وكافران دشمنان خدا ومعلومست كه خداى تعالى نصرت دوستان خود مىكند بدانچه ممكن است بحسب عادت يا آن كه مسلمانان اعتقاد دارند به آخرت وسعادات اخرويه مترتبه بر جهاد وعقوبت اخرويه مترتبه بر ترك جهاد ازين جهة حقير است در نظر ايشان دنيا ودليرند در مقاتله با كافران و چون كافران اعتقاد به آخرت ندارند وزندگانى منحصر است نزد ايشان به زندگانى دنيا عزيز است در نظر ايشان دنيا وترسانند در مقاتله .
هامش
به نصرت وغلبه بقول خود ( إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ) يعنى اگر از شما مسلمانان بيست نفر صبر كنان باشند غالب مىشوند به دويست نفر از كافران و اگر صد نفر صبر كننده باشند غالب مىباشند بر هزار نفر كافر از جهت اين كه جماعتى نافهم و بى علم هستند .
پس مقاومت بيست نفر وغالب بودن آنها بر دويست نفر كفار وهم مقاومت صد نفر وغلبه ء آنان بر هزار نفر كافر مشروط به صبر وتحمل زحمات جنگ شده متيقن است ولى زمانى كه خداى تعالى دانست بىصبرى مسلمانان را پس از كثرت مؤمنان وامتزاج ضعفاء با قوى ايمان تخفيف داد مر ايشان را ( فقال ) ( الآنَ خَفَّفَ الله عَنْكُمْ وعَلِمَ أَنَّ ) الخ يعنى از جهت پيدا شدن ضعف در شما ( اى مسلمانان ) تخفيف داد بر شما به طورى كه اگر صد نفر از شما ( مسلمانان ) صابر باشيد غلبه خواهيد كرد بر دويست نفر از كفار و اگر هزار نفر صبر كنان باشيد غلبه مىكنيد بر دو هزار نفر از كفار باذن خدا .
پس هر يكى از اين دو امر و حكم مقيد ومشروط به صبر و تقويت يقينى است و بنا بر اين هر زمانى كه صبر و يقين وعلم در مؤمنان بيشتر شد بيست نفر از چنين اشخاص غلبه بر هزار نفر مىنمايد و هر زمانى كه صبر كننده كم شد بايد در تعداد اضافه كرد تا غلبه حاصل شود پس آيه ء شريفه ( الآنَ خَفَّفَ الله ) ناسخ بر آيه ء اولى نخواهد شد هر چند پس از مدتى نازل شده باشد از جهت نبودن منافات در ميان مفهوم اين دو آيت قرآني .