تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 744

مساهمون:

ص٧٤٤
وپوشيده نماند كه آيت مذكوره ( 1 ) دلالت مىكند بر وجوب اقامت شهادت به عدالت وراستى بر نفس كه اقرار است و بر غير مطلقا .
هامش
( 1 ) از آيه ء شريفه مطالبى استفاده مىشود بشرح ذيل : 1 - مقتضاى اطلاق امر به اقامه ء شهادة وجوب اقامه عدلست شهادة خود را در مطلق حكومات خواه بر نفس خود باشد و يا بر غير و در ولايات وامانات و ساير اموال . 2 - مقتضاى اطلاق آيه وجوب اقرار انسانست بر نفس خود در خصوص حقوقى كه در ذمه است . 3 - مقتضاى امر به اقامه ء شهادت لزوم تصحيح شهادت است بر نحوى كه موجب تحصيل اداء حق باشد . 4 - مقتضاى امر به اقامه ء شهادت لزوم اقامت شهادتست بر والدين و ساير اقارب و بر اصدقاء بطريق اولويت هر چندى كه مشهود له مخالف در اعتقاد باشد . 5 - مقتضاى امر به اقامه ء شهادت بر والدين لزوم اقامت شهادت ولد بر والد ووالده است . 6 - مقتضاى لزوم اقامت شهادت للَّه قبول شهادت است اگر به حد نصاب رسيده باشد ( در مورد اعتبار تعدد بايد به حد نصاب برسد تا حكم برابر شهادت دو نفر عدل و يا اربعة عدول صادر شود ) و آيه در مقام اثبات لزوم اقامت است و اما بيان اعتبار تعدد قلة وكثرة در آيات ديگر بيان شده است . 7 - مقتضاى عموم خطاب صحت شهادت مملوك بر مالك است . 8 - بايد به عدالت رفتار كرد تا ظالم نشود . 9 - در هر مقام كه شهادت لازم باشد بايستى رضاى الهى را در نظر گرفت و به راستى شهادت داد هر چند به ضرر شخص يا به اقرباى نزديك تمام شود . 10 - غناى وفقر اشخاص را نبايد در اداى شهادت در نظر گرفت . ( فَإِنَّ الله كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً ) به درستى كه خداوند از اعمالى كه مىكنيد خبردار است وجزاى كتمان شهادت را خواهد داد .