والد وجد پدرى منافات ندارد بامر مذكور بر شهادت بر مضرت ابوين زيرا كه اقامت شهادت مستلزم قبول شهادت نيست .
وضمير يكن راجع است به مشهود عليه وضمير بهما به غنى و فقير .
وقول او ( فَالله أَوْلى بِهِما ) علت جزاست كه نهاده شده است به جاى جزا يعنى ( ان يكن غنيا او فقيرا فلا تمنعوا من الشهادة ميلا إلى غناه او ترحما إلى فقره فان الله اولى بهما ) يعنى اگر مشهود عليه غنى باشد يا فقير پس ترك گواهى دادن مكنيد بر ايشان به جهت رعايت خاطر غنى يا رحم نمودن بر فقير از جهت آن كه خداى تعالى اولى است به مصلحت ايشان و اولى از ولى بمعنى نزديكى يا از ولايت بمعنى سزاوارى يا بمعنى دوستى يا بمعنى يارى .
وقول او ( أَنْ تَعْدِلُوا ) بتقدير ( لان تعدلوا ) است و از عدولست نه از عدل يعنى از براى آن كه عدول كنيد از حق بباطل وتلووا ازلى است ( 1 ) بمعنى پيچانيدن وتعرضوا از اعراض است بمعنى رو گردانيدن .
وقول او ( فَإِنَّ الله ) علت جزاءست كه نهاده شده به موضع جزاء يعنى اگر به پيچانيد سرهاى خود را از تحمل شهادت يا بگردانيد رويهاى خود را از اداى شهادت پس هر آينه معاقب خواهيد شد نزد خداى تعالى از جهت آن كه خداى تعالى خبردار است از افعال شما .
و در اين تعليل غايت تهديد ووعيد مندرج است .
هامش
( 1 ) ( لوى ) فلانا دينه و - بدينه ض يلويه ليا وليا وليانا بالتشديد وأوية العين واللام : مطله و - بحقه : جحده إياه .