از قتل مؤمنان ابن عبد الله حضرمى را بر سبيل خطا و ظاهر آنست كه قول او ( ولا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ ) عطف است بر قول او ( يَسْئَلُونَكَ ) ومناسب اين عطف آنست كه ضمير ( يسألونك ) نيز راجع باشد به كافران يعنى كافران سؤال مىكنند از مقاتله ء در ماه حرام و خود هميشه مقاتله مىكنند با شما وقول او يردوكم منصوبست بان مقدره بعد از حتى بمعنى سببيت يعنى به سبب آن كه بر گردانند شما را از دين شما اگر چه اين غرض ايشان هر گز حاصل نشود وقول او ( إِنِ اسْتَطاعُوا ) اشارتست بعدم حصول غرض مذكور ومبالغه در آن .
وقول او ( فيمت ) عطف است بر يرتد ( 1 ) و هر دو مجزومند به من شرطى ووجه ايراد : ( فَأُولئِكَ ) وتكرار او در اين مقام مثل آنست كه در ايراد أولئك وتكرار او در قول او ( أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) مشهور ومعروفست ميان علماء تفسير وعربيت وقول او ( وهُمْ فِيها خالِدُونَ ) خبر بعد از خبر است از أولئك دوم ( ومخفى ) نيست كه آيه ء مزبوره دالست بر حسب ظاهر بر آن كه مرتد وقتى اعمال او باطل مىشود كه بر ارتداد او بميرد وتوبه نكند چنانچه محققان اصحاب بر آنند ( 2 )
هامش
( 1 ) اختلف فى قرائة يرتد فالقاعدة تقتضى اظهار التضعيف ( التفكيك ) بكسر الدال الاولى وسكون الثانية ( ويرتدد ) للجزم به من الشرطية والمضبوط فى المصاحف بالتضعيف ( يرتد ) بفتح الدال المشددة على التحريك لالتقاء الساكنين والفتح اجود ( كما اختاره الشيخ ره فى التبيان ج 2 ص 208 )
( 2 ) معنى حبط اعمال در قول او تعالى ( فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ ) اينست اعمال كسانى كه از دين مرتد مىشوند به منزله ء عدم است گويا كه هيچ عمل نكرده اند از جهت اين كه وقوع اعمال از ايشان وفق مأمور به نشده است نه اين كه اعمال ايشان داراى اجر و ثواب بود . پس از ارتداد حبط گرديد زيرا كه حبط به اين معنى باطل است بلكه معنى حبط فساد عمل است چون كه در اصل حبط فساديست كه بر حيوان عارض مىشود در اثر خوردن حباط