خداى تعالى و جدا كردن از وطن بدتر است از كشتن وهميشه مقاتله مىكنند با شما تا بگردانند شما را از دين شما اگر توانند كه بر گردانند و آن كسانى كه بر گردند از جمله ء شما از دين خود پس بميرند وحال آن كه ايشان كافر باشند پس ضايع شود عملهاى ايشان در دنيا و آخرت و آن جماعت آتش دوزخند ايشان در آتش جاويد مانندگانند .
سبب نزول اين آيه آن بود كه پيغمبر ( ص ) سريه فرستاد از مدينه به جانب مكه بر سر راه قافله اهل مكه كه از طايف به مكه مىرفت تا كمين كنند ايشان را و قتل وغارت نمايند و پسر عم خود عبد الله بن جحش را امير گردانيد بر ايشان و در اين قافله ابن عبد الله حضرمى بود با سه كس ديگر از كافران مكه و اين قضيه در جمادى الاخرى واقع شد پيش از غزوه ء بدر به دو ماه و چون ايشان به قافله رسيدند اول ماه رجب بود وايشان گمان بردند كه آخر ماه جمادى است ازين جهت با ايشان مقاتله كردند وابن عبد الله را كشتند و دو كافر ديگر را اسير كردند يكى از ايشان گريخت وقافله را راندند و به مدينه آوردند پس قريش گفتند كه محمد شهر حرام را حلال گردانيد و در ماه رجب مقاتله كرد ولشكر اسلام ازين ملول شدند وگفتند كه ما از جاى خود حركت نمىكنيم تا آيه ء قبول توبه ما نازل شود .
و پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم قافله را با اسيران رد كرد به ايشان پس اين آيه نازل شد ومرويست از ابن عباس كه بعد از نزول اين آيه پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم غنيمت آن قافله را تصرف نمود و بعد از اخراج خمس قسمت فرمود و آن اول خمس وغنيمتى بود كه قسمت يافتى در اسلام و ظاهر آنست كه سؤال از قتال مذكور از مسلمانان واقع شده باشد و احتمال دارد كه از كافران اسير واقع شده باشد يا از كافران مكه بطريق مراسله ومكاتبه وقول او ( قِتالٍ فِيهِ ) بدل اشتمالست از ( الشَّهْرِ الْحَرامِ ) يعنى مىپرسند
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 25
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٢٥