وضمير حكم هم راجع است به داود وسليمان ومتحاكمين مذكور ضمنا .
و ظاهر آنست كه فاء : ( فَفَهَّمْناها ) تعقيب است وعطف است بر مقدرى يعنى ( حكم داود فيه بشيء ففهمناها ) .
وضمير مفعول در او راجع است به مسأله اى مذكور ضمنا يعنى حكم كرد داود عليه السّلام در حرث مذكور به چيزى ( 1 ) بعد از آن تفهيم كرديم مسأله را
هامش
تنفشت الابل او الغنم : بمعنى نفشت .
ابل او غنم نوافش اى ترعى ليلا بلا راع .
ابل او غنم نفش اى ترعى ليلا بلا راع .
ابل او غنم نفاش اى ترعى ليلا بلا راع . ( اقرب الموارد ج 2 ص 1329 )
( 1 ) در آيه ء شريفه دلالتى نيست كه حكم داود غير از حكم سليمان بود بلكه ظهور آيه اينست كه حكم هر يكى از داود وسليمان در موضوع چرانيدن گوسفندان شبانگاه حرث ديگرى را از طرف خدا بود بطريق وحى نه اين كه اول داود حكم كرد بعدا سليمان حكم على حده كرد بهتر از حكم داود زيرا كه خداوند متعال مىفرمايد ( وكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وكُلاًّ آتَيْنا حُكْماً وعِلْماً ) يعنى ما به حكم داود وسليمان شاهد وعالم بوديم و همان قضاوت را به سليمان تعليم داديم وبهر يكى از ايشان داديم حكم ودانش در موضوع قضاوت .
و ظاهر از اين آيت اينست كه حكم داود وسليمان هر دو از ناحيه ء وحى بود نهايت مطلب اينست كه حكم داود بعنوان اطلاق بود و حكم سليمان بعنوان تقييد حكم و يا توجيه اعمال آن چنانچه از اخبار وارده در تفسير آيه ء كريمه مستفاد مىگردد .
و به عبارت اخرى حكم داود به تسليم گوسفندان به صاحب حرث بعنوان اطلاق بود حضرت سليمان توجيه آن را بيان نمود كه مراد از تسليم گوسفندان تسليم منافع ايشان است نه اعيان ورقبه ء آنها وچنين حكم دليل بر اهليت سليمان گرديد به وصايت زيرا كه دانستن تفصيل حكم متخاصمين ومترافعين وبيان حكمت آن امرى است كه دانسته نمىشود