يعنى به درستى كه فرو فرستاديم بسوى تو اى محمد اين كتاب كامل را كه قرآنست به راستى تا آن كه حكم كنى ميان مردم به آن چه نموده است ودانا گردانيده است ترا خداى تعالى به آن ومباش از جهت خيانت كنندگان دشمنى كننده با مردم ( 1 ) .
هامش
شريح قاضى از آن حضرت شاهد خواست حضرت على عليه السّلام خود وقنبر و همچنين حسن وحسين را بعنوان شاهد نشان داد .
شريح قاضى شهادت آنها را رد نمود .
حضرت على عليه السّلام فرمود تو شهادت حسين را رد مىكنى در حالى كه حضرت رسول صلَّى الله عليه وآله وسلَّم در حق آنها فرمود حسن وحسين سيدا شباب اهل الجنة . صحيح است كه فرزندان منست ولى نمىتوان شهادت آنها را رد نمود .
يهودى پشيمان شده اقرار كرد كه زره مال على عليه السّلام است بعد بدين اسلام مشرف شد حضرت على عليه السّلام هم زره را به او بخشيد .
بعد رو به شريح قاضى كرده فرمود اگر دشمن من يهودى نبود هر آينه تو را بقتل مىرسانيدم زيرا در مرافعه بخاطر من به پا ايستادى وتفاوت بين دو خصم گذاشتى .
لا جرم اهل اسلام بايد از رفتار آن بزرگوار عبرت گيرند واعمال خود را مطابق اعمال ايشان كنند زيرا كه در قيامت اول كسى كه با رؤساى قضات مسلمانان منحرف شده به مقام مخاصمه خواهد آمد خود آن بزرگوار است ( الهى ديده ء بصيرت لطف فرماى ) .
( 1 ) خلاصه ء مفاد آيه ء شريفه اينست كه يا محمد قرآن را به تو به حق نازل كرديم تا در ميان مردم به آن طريق وحى شده حكم كنى ومباش مخاصمه كننده به نفع خائنين .