و هر سه آيت در شأن يهود نازل شده در تغيير وتحريف ايشان احكام تورات
هامش
( أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ومَنْ أَحْسَنُ مِنَ الله حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ 52 ) .
آيا حكم جاهليت را طلب مىنماييد . كيست حكم كننده ء بهتر كه از خدا براى قومى كه به خدا يقين دارند .
وبالجمله با وجود قوانين و احكام دين حنيف اسلام نسزد كه از احكام جاهلى وديكتاتورى واستبدادى وقوانين بين المللى پيروى نمود .
بلكه عمل طبق قوانين ومقررات شرع اسلامى سبب زندگى با ترفه الحال است .
به جهت آن كه اين قوانين براى بشر به حكمت بارى تعالى تشريع ونازل شده .
عهده دار و ضامن تأمين سعادت ورفاهيت حال اجتماع است .
واى بر حال توده ء كه خودشان را اهل كتاب و قرآن مىخوانند وحال آن كه از احكام الهى دور هستند .
( ( وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ الله لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ) 52 ) .
و به عبارت ديگرى .
قوانين دادگاههاى اجتماعى امروزى كه فعلا در موقع اجراست از ترشحات افكار متفكرين بشر بوده .
داراى نواقص واشتباهات وخطاكاريهاى فاحش غير قابل عفو واغماض هستند .
چون كه واضع اين چنين قوانين افراد عادى نوع بشرند كه همواره احساسات غريزيشان را در عرصه ء فكر بشرى پروراننده وپى عواطف وتمايلات نفسانى مىكردند .
هر گز قانونى را كه ناسخ حواس وعواطف باشد وضع نكرده بلكه پيوسته براى از بين بردن هم چون قوانين كوشش خواهند كرد .
پس براى اصلاح اجتماع ودفع فساد بايستى از قوانين ونواميسى استفاده