در ترك جهاد وقتى كه ايمان آورده باشند به خدا ورسول او كه محمد است صلَّى الله عليه وآله وسلَّم نيست بر اين نيكوكاران راه عتابى وخطابى اصلا وخداى تعالى آمرزنده ء مهربانست .
مخفى نيست كه آيت مذكوره دلالت مىكند بصريح بر آن كه واجب نيست جهاد بر كسانى كه مانعى وعذرى دارند كه بجهاد قيام نمىتوانند نموده مثل عجز پيرى وبيمارى وفقيرى ( 1 ) و از اينجا لازم آيد كه توانگر عاجز واجب نباشد كه نايب گيرد ( 2 ) بجهاد فرستد چنان كه مختار اكثر اصحابست خلاف مر
هامش
( 1 ) ( اقول ) جهاد بر هر مكلف آزاد مذكر واجب است بموجب آيات قرآنى مگر بر كور و زمين گير و مريض و فقير كه عاجز از نفقه ء عيال و مخارج جهاد هست اما عدم وجوب جهاد به صبى ومجنون پر واضح است از آيات گذشته و احاديث وارده در خصوص رفع قلم تكليف از ايشان و اما زنان پس ايشان هم معذورند بموجب حكم آيه ء ( رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ ) از جهت اين كه بموجب سنت مراد از خوالف زنان هستند .
و اما كور وعاجز از ركوب واشخاص مزمن به همگى داخل به اطلاق ضعفاء هستند و اما مريض به همه اقسام وى داخل به اطلاق مرضى است كه وى را مريض صدق كند و اما عاجز از نفقه هم بموجب صراحت آيه ء جهاد ازو موضوع است .
و اما بنده پس محكوم به حكم مولاى خودش است اگر اجازه داد مىرود وگر نه بر وى لازم نيست مگر در بعض مواردى كه ممكن است قول بوجوب جهاد بر وى براى حفظ حوزه ء اسلام هر چند مولايش اجازه ندهد .
( 2 ) جمعى قائلند بر عدم وجوب استنابه بر كسى كه بنفس عاجز است از جهاد الا اين كه مىتواند كسى را نايب بگيرد از طرف خود تا جهاد كند چنانچه از اطلاق آيه ء شريفه استفاده نمودند .
وجمعى قائل بر وجوب استنابة هستند از جهت اين كه آيه ء شريفه ( وكَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وأَنْفُسِهِمْ ) صريح است در ذم عدم انفاق مال با قدرت بر انفاق در راه خدا و آيه در جهاد بدنى است نه در جهاد با نفس خود ( والحمل على الكراهة على كلا الامرين ضعيف ) پس كسانى كه متمكن از انفاق هستند بايد آنها انفاق نمايند به ديگران تا اين كه