ميراث مؤمن به كافر نمىرسد از جهت حديث نبوى صلَّى الله عليه وآله وسلَّم كه ( لا توارث بين اهل ملتين ) يعنى ميراث نبرند از يكديگر اهل دو ملت با آن كه اگر مقتول مذكور كافر باشد بايد كه قتل او موجب كفارت نشود .
ومراد از عدم وجدان رقبه ء مؤمن آنست كه مالك نباشد رقبه ء مؤمن را و قيمت او را نيز كه زياده باشد از قوت روز او وجامه ء ضرورى ومسكن ضرورى او از خادم ضرورى او نيز اگر محتاج باشد به خادم به سبب مرضى يا به سبب علو مرتبه بحسب عادت .
ومراد از تتابع شهرين اتصال يك ماه است يا يك روز از ماه دوم چنان كه در مثل اين مقام مذكور شد . و اگر قادر نباشد بر روزه ء دو ماه پياپى واجب باشد طعام شصت مسكين چنان كه گذشت بنا بر ادله ء معتبره وظاهرا عدم تعرض به او اينجا اكتفاء كردنست به نظاير اين مقام .
و ظاهر آنست كه قول او ( تَوْبَةً مِنَ الله ) مفعول له فعل محذوفست يعنى ( شرع هذه الاحكام للعباد توبة من الله ) وتوبه از جانب خداى تعالى رحمت است
هامش
به اتصال ماه دوم باشد به ماه اول بواسطه يك روز بلكه مراد از تتابع شهرين همين اتصال شهر اول به شهر ثانى است ( وهذا يحصل باتصال صيام الاول بالثاني ولو بصيام يوم الاول منه لان المأمور به هو التتابع بين الشهرين لا بين جميع أيامها ) .
14 - مقتضاى انتصاب ( تَوْبَةً مِنَ الله ) كفاره بودن عتق رقبه ء مؤمنة وصيام شهرين متتابعين از گناه قتل خطائى است والبته بديهى است كه عتق رقبه و يا صيام شهرين بعنوان در خواست مغفرت از ارتكاب چنين قتل است كه به جهت تقصير در تحرز از اقدام به امورى موجب قتل بوده است .
( وكان الله عليما بالأشياء وبمصالح العباد حكيما فى هذه التكاليف ) .