ومراد از ( كَتَبْنا ) حكم وايجابست يعنى حكم كرديم و واجب گردانيديم بر بنى اسرائيل آن كه هر كس كه كسى را به غير حق بكشد قاتل را بكشند ومراد از نفس نفس محترمه است يعنى بكشد صاحب نفس محترمه را كه مؤمنانند بىقصاص نفس محترم ديگر يا حدى از حدود الله وظاهرا تشبيه قتل يك نفس بقتل جميع مردم از جهت مبالغه است در قبح قتل به غير حق .
پس آيت مذكوره دلالت مىكند بر تحريم قتل به غير حق ومبالغه در آن ( 1 )
الاية الثانية قوله تعالى فى سورة البقرة : ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى الْحُرُّ بِالْحُرِّ والْعَبْدُ بِالْعَبْدِ والأُنْثى بِالأُنْثى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وأَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ ورَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ ) ( 183 )
يعنى اى گروه مؤمنان واجب گردانيده شده است بر شما قصاص كردن قاتل و كشتن او در حق انواع كشتها كشتن مرد آزاد به سبب كشتن مرد آزاد و كشتن غلام به سبب كشتن غلام و كشتن زن به سبب كشتن زن پس كسى كه عفو كرده شود از براى او از جانب برادر دينى او كه ولى مقتولست چيزى از جنس عفو پس حكم او پيروى كردنست برادر عفو كننده ء خود را بطريق شرع واداء حق او به نيكويى به غير قصاص به عفو ولى مقتول سبك كرد نيست كار را بر مردم از پروردگار
هامش
( 1 ) آيه ء شريفه هر چند در مقام اخبار از حكم قتل عمدى و وجوب قصاص در شرع سابقست ولى به مقتضاى سياق آيات به مؤنت استصحاب حكم شرع سابق و به قرينه ء اجماع منقول حكم قصاص مذكور ثابت در شرع اسلامى است خصوصا بعد قوله ( ولَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ) ) .
يعنى به تحقيق آمد به ايشان پيغمبران ما با احكامى واضح سپس بسيارى از ايشان اسراف در روى زمين كردند به جهت اين كه حكم قتل عمدى از احكامى است كه پيغمبران به همگى پس از تشريع اولى آن را ابلاغ كردند و بنا بر اين مادامى كه ناسخ آن در دين اسلامى پيدا نشده محكوم به ثبوت است در دين الهى فافهم .