ليكن مختار محققان قول اول است از جهة آن كه ظاهر كلمه او تخيير است ( 1 ) ودليلى كه دلالت بر تفصيل مذكوره كند موجود نيست ( 2 ) با آن كه اصل عدم وجوب آنست .
پس آيت مذكوره دلالت مىكند ( 3 ) بر وجوب تخييرى افعال مذكوره در حد محارب .
الاية الثانية قوله تعالى فى سورة المائدة ايضا : ( إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ الله غَفُورٌ رَحِيمٌ ) ( 34 ) .
هامش
( 1 ) بلكه كلمه ء او براى تنويع است نه تخيير به اين معنى كه حد محارب ومفسد به يكى از انواع چهارگانه ء مجازات جزاء داده مىشود به قدر جنايات ايشان چنانچه صريح روايت خثعمى است . و بنا بر اين روايات وارده در تفصيل حكم محارب موافق با قرآن مىشود نه مخالف چنانچه گمان كرده اند .
( 2 ) دليل بر تفصيل اخباريست كه در جوامع دينى منقول گرديده چنانچه از روايت خثعمى و روايت مدائنى آشكارا حكم محارب و تفصيل آن مستفاد گرديد .
( 3 ) بلكه مستفاد از آيه ء شريفه اينست كه حد محارب با خدا ورسول ومفسد در روى زمين ترتيبى است به قدر جنايات ايشان چنانچه مفصلا بيان گرديد .
و در آيه ء شريفه دلالتى است بر اين كه اقامه ء حدود مكفر معصيت نيست به جهت اين كه خداوند متعال مىفرمايد پس از بيان حد محارب ومفسد در ارض ( ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا ولَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ ) يعنى اجراى اين حدود براى ايشان فضيحت وخوارى است در دنيا و در آخرت عذاب بزرگ براى ايشان مهيا است بلى از آيه ء استحقاق محارب به عذاب آخرت مستفاد مىگردد ولى حتمى بودن آن معلوم نيست چون كه استحقاق اعم از فعليت است و در آيه ء شريفه دلالت بر حتمى بودن عذاب نيست زيرا كه جايز و ممكن است كه خداوند بفضل خود عفو فرمايد به اسقاط آن چه مستحق شده اند از عذاب بزرگ .