ومؤيد اينست آن كه روايت كرده اند كه چون آيت جلد نازل شد گفت پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم كه : ( يَجْعَلَ الله لَهُنَّ سَبِيلًا ) يعنى تعيين كرد خداى تعالى از براى ايشان راه نجاتى .
و احتمال دارد كه مراد از جعل مذكور توفيق ايشان باشد از براى توبه - كردن از زنا وآيت مذكور دالست ( 1 ) بر آن كه زناى زن محصنه ثابت نمىشود مگر به گواهى چهار مرد مسلمان وحد زنا در اول سلام حبس مؤبد بوده است در خانه ء خود .
الاية الثانية قوله تعالى فى سورة النساء ايضا : ( والَّذانِ يَأْتِيانِها مِنْكُمْ فَآذُوهُما فَإِنْ تابا وأَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ الله كانَ تَوَّاباً رَحِيماً ) ( 16 ) .
يعنى و آن دو كس كه زنا كنند ( 2 ) با هم از جنس شما پس ايذاء كنيد ايشان را پس اگر توبه كنند رو بگردانيد از ايذاى ايشان به درستى كه خداى
هامش
( 1 ) آيه ء شريفه دلالت مىكند بر حكم مساحقه زنان با زنان آزاد و اين كه سحق با چهار شاهد عادل از مسلمانان ثابت مىشود و اين كه تأديب آنها عبارت از حبس در بيوت بود تا به وقتى كه خدا براى آنها راهى معين نمايد وتعيين راه نجات از حبس زنان مساحقات به واسطه ء بيان حضرت پيغمبر ( ص ) گرديد چنانچه اخبار آل محمد ( ص ) صريحست در اين كه حضرت رسول ( ص ) فرمود اخذ كنيد از من راهى براى نجات زنانى كه مرتكب فاحشه مىباشند و آن عبارت از اينست كه اگر بكر زن با بكر مرتكب باشد صد تازيانه زده باشد و يك سال نفى بلد مىكنند و اگر ثيب با ثيب مرتكب باشند صد تازيانه ورجم مىكنند .
اقول : اما صد تازيانه حق مساحقه غير محصنه است و همچنين حكم به رجم راجع به مساحقه محصنه است مثل حكم وحد زنا .
( 2 ) در آيه ء شريفه تصريح به زنا نيست به جهت اين كه ضمير ( يَأْتِيانِها ) راجع بلفظ فاحشه است در آيه سابقه و بنا بر اين مراد از فاحشه عمل قبيح است و آن عمل لواطه است چنانچه بيان مىشود .