الاية الاولى قوله تعالى فى سورة النساء : ( واللَّاتِي يَأْتِينَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ الله لَهُنَّ سَبِيلًا ) ( 20 )
يعنى و آن زنان كه بيايند زنان را يعنى زنا كنند از زنان شما پس طلب گواهى كنيد بر زنان از چهار مرد از جنس خود كه مسلمانانند پس اگر گواهى دهند چهار مرد مسلمان بر زناى ايشان پس نگاه داريد ايشان را در خانه هاى خود بطريق حبس جهت حد ايشان تا آن كه بميراند ايشان را ملك الموت يا بگرداند خداى تعالى از براى ايشان راه خلاصى .
مراد از فاحشه زناست ( 1 ) چنان كه متبادر است از جهت شناعت اين فعل نسبت به ساير قبايح واضافه ء : ( مِنْ نِسائِكُمْ ) ( 2 ) دالست بر آن كه شرطست در حد زناى مذكور آن كه محصنه باشند يعنى شوهر دار ونيز مراد از ( نِسائِكُمْ ) زنان آزاد است چنان كه متبادر است ( 3 ) .
هامش
( 1 ) بلكه مراد از فاحشه در اين آيه ء شريفه سحق است به دلالت قوله تعالى ( مِنْ نِسائِكُمْ ) به جهت اين كه مراد از من نشويه است يعنى اتيان فاحشه ناشى از زنان بوده بمعنى اين كه هر دو طرف از فاعل ومفعول طايفه ء زنان مىباشند چنانچه تفصيلا در كتاب اثبات الايات بيان نموده ايم و بنا بر اين كه حكم مستفاد از آيه ثابت بوده ابدا نسخى به آن راه نيافته است وتبادر ناشى از حاق لفظ نيست واطلاق لفظ فاحشه به مطلق عمل قبيح شايع است .
( 2 ) كلمه ء من در من نسائكم من نشويه است چنانچه گذشت واضافه نساء به ضمير ( كم ) براى اخراج كنيزان است چون كه ايشان در اكثر احكام با زنان آزاد تفاوت دارند .
( 3 ) اين قبيل تبادر در صورت تحقق دلالت بر حقيقت و اصل وضع نمىكند چون كه ناشى از حاق لفظ نبوده بلكه به واسطه ء ابهت گفته هاى گذشتگان است چنانچه در اثبات الايات مشروحا بيان گرديده است .