تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
وخواه دختر خواه بىواسطه وخواه بواسطه . و همچنين در قول او ( فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ ) ليكن اگر ولد بىواسطه جمع شود با ولد بواسطه ولد بواسطه محجوب باشد ( 1 ) و اگر ولد بىواسطه نباشد ولد بواسطه قايم مقام او باشد و وارث باشد با ابوين ( 2 ) به تفصيلى كه مذكور شد ليكن ولد پسر حصه ء پسر را مىبرد اگر چه دختر باشد وولد دختر حصه ء دختر را مىبرد اگر چه پسر باشد اگر واحد باشد به تمام و اگر متعدد متجانس باشد على السويه و اگر متعدد متخالف باشد ( للذكر مثل الانثيين ) . و از اينجا معلوم شود كه تفصيلى كه در ميراث اولاد مذكور شده در آيت مخصوص اولاد بىواسطه است . ووجه عدم تعرض ببيان ميراث پدر با ولد اشارتست به آن كه او نيز صاحب فرض نيست بلكه هر چه از صاحب فرض مىماند به قرابت مىبرد . وقول او ( فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ ) عطف است بر مقدرى يعنى ( فلامه الثلث ان لم يكن له اخوة ) يعنى اگر ميت را ولد نباشد اصلا و پدر و مادر باشد پس ميراث مادر او ثلث است اگر نباشد ميت را برادران پس اگر باشد او را برادران ميراث مادر سدس باشد . ومراد از اخوه كه حاجبند مادر را از ثلث به سدس دو مرد است يا چهار زن
هامش
( 1 ) مانند اين كه كسى بميرد يك پسرى صلبى بماند با نواده اش در اين صورت نواده كه ولد بواسطه است محجوبست از ارث به جهت تقدم اقرب از ابعد . ( 2 ) مانند اين كه كسى بميرد يك نواده بماند آن وقت سهم پدرش را كه ولد صلبى ميت است مىبرد و با ابوين ميت تركه را نسبت به سهم تقسيم نمايند .
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 584 | أبي الفتح الجرجاني / ميرزا ولي الله الاشراقي