مر شما را از روى منفعت در حالتى كه آن چه وصيت مىكند وامر مىفرمايد خداى تعالى به آن و آن تعيين ميراث وارثان مذكور است فريضه است از خداى تعالى به درستى كه خداى تعالى هست دانا به مصلحتهاى بنده هاى خود حكم كننده بطريق حكمت در باب ميراث ايشان .
بدان كه ايصاء در لغت بمعنى وصيت كردنست واينجا مراد امر كردنست بطريق مجاز ( 1 ) زيرا كه وصيت كردن امر كردنست بر وجه خاص .
و دور نيست كه نكته در اختيار اين لفظ اينجا مزيد مناسبت او باشد به مقصود كه بيان ميراث است ومأمور به مقدر است .
وقول او ( لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ ) تا آخر بيان مأمور به است يعنى امر مىكند شما را خداى تعالى در شأن اولاد شما به چيزى و آن اينست كه مر ذكور راست از اولاد شما برابر حصه ء دو مؤنث از اولاد شما وضمير ( كن ) راجع است بأولادكم وتأنيث او به اعتبار خبر است كه نساء است .
وقول او ( اثنتين ) خبر بعد از خبر است جهت تأكيد وتوضيح و فاعل ترك ضميريست مستتر در و راجع به ميت به قرينه ء مقام ومفعول او ضميريست مقدر راجع به كلمه ء ما يعنى ما ترك .
وقول او ( فَإِنْ كُنَّ نِساءً ) عطف است بر مقدرى يعنى للذكر مثل حظ الانثيين ان اجتمع الذكر مع الانثى من الاولاد يعنى اگر جمع شود
هامش
( 1 ) اطلاق مجاز به اين قبيل استعمالات از باب مسامحه است چون كه وصيت خدا به بندگان خود مساوق با امر كردنست و كلمه ء ( يُوصِيكُمُ الله ) در معنى اصلى خود استعمال شده است بدون اين كه لفظ در غير موضوع له خود مستعمل شود .