فاعل است به اعتبار ضمير اولى ومضاف جزء مضاف اليه است چنان كه در آيت : ( دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ ) گفته اند .
و احتمال دارد كه حال باشد از نفس ضمير اولى كه راجع است ( ببعضهم ) يعنى خويشاوندان سزاوارترند به ميراث بردن از يك ديگر به حق قرابت از مؤمنان به ميراث بردن از يكديگر به حق مواخات دينى و از مهاجران به ميراث بردن از يكديگر به حق مهاجرت . يا خويشاوندان بعض ايشان سزاوارترند به بعضى در حالتى كه ايشان يا بعض ايشان بعضى
هامش
مانند ولايت پيغمبر ( ص ) به همه ء مردم .
چون كه فضيلت ايمان ومهاجرت كسبى است .
اكثر مسلمانان در زمان صدور آيت داراى فضيلت ايمان ومهاجرت بودند و با اين حال داراى فضيلت ولايت امرى وحكومتى ( اعطائى ) نبودند غير از حضرت پيغمبر ( ص ) بالاصالة وعلى بن ابى طالب بالنيابة .
مراد از اولى الارحام صاحب ارحام واقرباء حضرت پيغمبر ( ص ) است .
يعنى چنانچه حضرت پيغمبر ( ص ) اولى به مؤمنان از نفس آنها است هم چنان بعضى از اولى الارحام وى به بعضى از جماعت اولى است از مؤمنان ومهاجران .
مانند اين كه حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام كه از ارحام منسوبست به بعضى جماعت اولى است از مؤمنان ومهاجران صاحبان فضيلت و كمال . حكمت اين كه در خصوص اولويت حضرت پيغمبر ( ص ) به مؤمنان به صيغه ء عموم اداء فرموده و در خصوص اولويت بعض اولى الارحام ببعض ديگر به صيغه ء خصوص اداء كرده . اينست كه اولويت حضرت رسول ( ص ) در امر رسالت و تصرف در جامعه ء بشرى عمومى است هم از جهت افراد وهم از جهت ازمان به سبب دوام شريعت وى .
و اما اولويت حضرت على و هر يكى از پيشوايان دين مخصوص به اشخاص زمان حضورشانست فقط وعلاوه ولايت پيغمبر اصالى ولى ولايت اولى الامر نيابتى است