كه جمع حويه حوايا است وجمع حاوياء وحاوية حواوى .
وقول او ( ذلِكَ ) اشارتست به تحريم مذكور ومبتداست و : ( جَزَيْناهُمْ ) خبر اوست بتقدير ( جزينا به ) يعنى جزا داديم ايشان را به آن تحريم .
و احتمال دارد كه ( ذلك ) بمعنى ( ذلك الجزاء ) مفعول مطلق جزينا باشد مقدم بر او از جهت تخصيص يا مجرد اهتمام .
و بر هر تقدير جمله ء مستأنفه است يعنى جواب سؤال مقدر ناشى از كلام سابق و از اين جهت معطوف نشد بر او .
وقول او ( وإِنَّا لَصادِقُونَ ) عطف است بر او ومؤكد است بان ولام واسميت جمله از براى مبالغه در رد انكار يهود بنا بر مبالغه ء ايشان در انكار .
ومخفى نيست كه آيت ( 1 ) مذكوره دالست بر حليت اشياء مذكوره
هامش
( 1 ) خلاصه ء آن چه از آيه ء كريمه مستفاد مىگردد بشرح زير است :
1 - عصيان ونافرمانى به خدا موجب عذاب خواهد شد .
2 - اين كه حيوانات ناخن دار به سبب نافرمانى وظلم به قوم يهود حرام بود .
3 - اين كه پيه گاو و گوسفند غير از پيه پشت وروده واستخوانها بر قوم يهود به سبب نافرمانى محكوم به حرمت بود .
4 - اين كه حرمت حيوان ناخن دار و پيه گاو و گوسفند را به سبب ظلم مخالفت ونافرمانى يهوديها بعنوان مجازات حرام بوده نه بعنوان تشريع اولى .
5 - اين كه خداوند در وعده هاى خود راست گو است ( وعده ء ثواب به مؤمنين ووعده ء عذاب به كفار ) .
6 - اين كه مسلمين بايد از مجازات دنيوى يهوديان در اثر ظلم وطغيان آنها عبرت گيرند و در احكام دين تغيير وتبديل ندهند وگر نه مستحق مجازات دنيوى مانند يهوديها مىباشند .