شد جزا داديم ايشان را به آن به سبب خروج ايشان از طاعت خدا ورسول خدا و به درستى كه ما هر آينه راست گويانيم .
مراد از ( الَّذِينَ هادُوا ) آنانند كه دين يهوديت اختيار كرده اند يعنى جهودان .
ومراد از ( كُلَّ ذِي ظُفُرٍ ) هر حيوانيست كه ناخن داشته باشد وسم او شكافته نباشد مثل شتر و شتر مرغ و مرغ آبى و غير آن بخلاف مثل گاو و گوسفند وآهو و غير آن پس مراد از ظفر چنگال وسم ناشكافته است بطريق استعاره .
و ظاهر آنست كه تقديم : ( عَلَى الَّذِينَ هادُوا ) بر : ( حَرَّمْنا ) از براى تخصيص است يعنى بر جهودان وبس نه بر مسلمانان حرام گردانيديم اشياء مذكوره را .
واضافه ء ( شحوم ) به ضمير راجع ببقر وغنم از جهت زيادتى ربط است و الا بعد از قول او ( مِنَ الْبَقَرِ والْغَنَمِ ) احتياج نبود به اضافه ء مذكوره وكافى بود كه گفته شود ( حرمنا عليهم الشحوم ) .
وقول او ( إِلَّا ما حَمَلَتْ ) استثناءست از ( شُحُومَهُما ) يعنى از گاو و گوسفند حرام نكرديم بر ايشان مگر پيه را و ليكن نه همه ء آن را بلكه بعض آن را و آن غير پيه است كه بر پشت باشد و غير پيهى كه بر روى روده باشد و غير پيهى كه به استخوان متصل باشد مثل پيه متصل به استخوان پهلو و پيه متصل به استخوان سرون در درون دنبه .
و ( حوايا ) جمع حاويه است يا حاوياء يا حوية بمعنى روده مثل طوالب كه جمع طالبه است وقواصع ونوافق كه جمع قاصعاء ونافقاء است بمعنى دو خانه ء موش دشتى وسفاين كه جمع سفينه است چنان كه مستفاد گردد از بعض تفاسير واينجا مفهوم مىشود كه اصل حوايا حواويست يا حوايئ و در صحاح اللغة آورده
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 556
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٥٥٦