تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
يا بر سر فرستادن سگان شكارى . معلم بسوى شكارى . و معنى ثانى ظاهرتر است زيرا كه حليت صيد به شرط تذكيه در وقت رسيدن به آن خصوصيت ندارد به صيد سگ ، بخلاف حليت صيد به شرط تسميه در وقت گذاشتن كه مخصوص صيد سگ است ونيز امر به تسميه در وقت گذاشتن سگ شكارى مطلق است و بر سر آن چه گذاشته اند سگان شكارى از شكار مقيد است به آن كه قابل تذكيه مانده باشد . ونيز تسميه كافيست در وقت گذاشتن وكافى نيست در وقت تذكيه آن چه گذاشته اند با آن كه متبادر از ( ما أمسكن ) آنست كه قابل تذكيه نباشد . وبهر تقدير قول ( اذكروا ) دالست بر وجوب تسميه وعدم حليت صيد كافر وقول او ( واتَّقُوا الله ) تأكيد احكام مذكوره است وتهديد است بر مخالفت آن وقول او ( إِنَّ الله سَرِيعُ الْحِسابِ ) مبالغه است در تهديد وتأكيد مذكور . وپوشيده نماند كه آيت ( 1 ) مذكوره دالست بر حليت چيزهاى پاك .
هامش
( 1 ) از آيه ء كريمه مطالبى بشرح زير مستفاد مىگردد : 1 - مقتضاى تقييد اطلاق ( ما عَلَّمْتُمْ ) بقوله تعالى ( تُعَلِّمُونَهُنَّ ) دلالت مىكند كه تعليم كلاب را كيفيتى است متلقات ومأخوذ از شرع در خصوص حكم به اباحه ء شكار سگان . بايد طريق تعليم وكيفيت آن را از سنت اخذ نمود . 2 - اين كه مراد از اطلاق جوارح در آيه ء ( ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ ) خصوص سگانست به مقتضاى تقييد آن بقوله ( مُكَلِّبِينَ ) چون كه در لغت صاحب سگ را مكلب مىگويند . 3 - مقتضاى ظهور توجه خطاب به مسلمانان به قرينه ء ( لكم ) عدم جواز شكار كردن به سگ تعليم شده اى كفاريست چنانچه روايت سيابه وسكونى به اين معنى دلالت مىكند . ( اللهم ) الا ان يقال ان الكلب المعلم بإرساله إلى الصيد بعد التسمية كان بمنزلة الالة للفاعل فامساكه كان كامساك صاحبه وكفر المعلم لا يسرى للمتعلم كما تدل على ذلك الروايات الصحاح من اهل البيت عليهم السلام