ومىتواند بود كه مراد از جوارح مطلق حيوانات شكار كننده باشد .
وقول او ( مُكَلِّبِينَ ) اشارتست بتقييد آن حيوانات به كلاب از تكليب بمعنى تعليم سگ يا تأديب او با مهارت در فن سگ دارى .
وبهر تقدير لفظ جوارح اشارتست به آن كه شرطست در حليت صيد سگ شكارى آن كه مجروح گردانيده باشد او را .
وقول : ( تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ الله ) حال بعد از حالست از فاعل : ( عَلَّمْتُمْ ) يا حال است از فاعل : ( مُكَلِّبِينَ ) يا استينافست وبهر تقدير اشارتست به آن كه تعليم سگان شكارى وقتى معتبر است كه موافق حكم الهى باشد چنان كه در شرع مقرر است بنا بر روايات معتبره از ائمه ء هدى عليهم السلام كه تعليم سگ شكارى برين وجه بايد كه هر گاه تيز كنند او را بر شكارى روان شود بسوى او و چون منع كنند او را از رفتن يا گرفتن بازايستند و عادت نكند خوردن شكار را .
وقول او ( فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ ) اشارتست به آن كه حلال نيست خوردن آن چه سگ خورده باشد وخائيده باشد بلكه آن چه گذاشته باشد حلال است وبس .
و من تبعيضى در قول ( او ( مِمَّا أَمْسَكْنَ ) اشارتست به آن كه همه ء آن چه گذاشته باشد حلال نيست بلكه بعض آن حلال است و آن حيوان وحشى مأكول اللحم است و از مأكول اللحم نيز بعض چيزها حلال نيست مثل خون وغدد وسپرز وقضيب وخصيتين وفرج و غير آن چنان كه در شرع مقرر است .
كلمه ء على در قول او ( عليكم ) بمعنى تعليل است يا متعلق است به اقبال مقدر يا مضمن وضمير عليه راجع است ( بما أمسكن ) يا بما علمتم يعنى ياد كنيد نام خداى تعالى را بر سر آن چه گذاشته اند سگان شكارى را اگر قابل تذكيه باشند
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 536
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٥٣٦