خون ماهى ( 1 ) وملخ و مثل آن .
وقول او ( فَإِنَّهُ رِجْسٌ ) جمله ء معترضه است از براى بيان نجاست عينيه خوك ( 2 ) مطلقا خواه زنده وخواه مرده .
وفسق مصدريست بمعنى بيرون رفتن از طاعت خداى تعالى واينجا مراد ازو حيوانيست كه ذبح او مشتمل باشد بر فسق به سبب آن كه به نام غير خداى تعالى واقع شود وتعبير از او به فسق از جهت مبالغه است در اشتمال او بر فسق .
وقول او ( فِسْقاً ) معطوفست بر ميته و : ( أُهِلَّ لِغَيْرِ الله ) به صفت اوست .
وحصر اكل حرام در اكل اشياء مذكوره با آن كه اكل بسيارى از چيزهاى ديگر نيز حرام است . مثل خاك و ساير نجاسات و غير آن بنا بر آنست كه مراد حصر اكل حراميست كه پيش از اين آيت وحى به تحريم آن نازل شده باشد چنان كه قول او ( أوحى ) كه فعل ماضيست دالست بر آن .
هامش
( 1 ) ميته ماهى ( طافى ) و مار وتمساح محكوم به نجاست است به جهت بودن خون جارى در آنها و گذشت كه دليلى به اعتبار جهندگى در حرمت و نجاست خون وميته قائم نشده است چنانچه تفصيلا در رساله ء مناهج السويه بيان نموده ايم .
و اما ملخ واشتباه آن خون وميته ء آنها پاك است به جهت نبودن خون جارى در آنها ومدار در حرمت و نجاست خون وميته وجود خون جارى است نه وجود جهندگى خون از عروق حيوان .
( 2 ) ظاهر سياق آيه اينست كه جمله ء ( فَإِنَّهُ رِجْسٌ ) از براى علت حرمت گوشت خوك ذكر گرديده است چون كه آيه ء شريفه در مقام بيان محرمات از جهت اكل است نه در مقام تعداد نجاسات ولى از تعليل حرمت گوشت خوك به اين كه آن رجس است نجاستش هم معلوم مىشود .
چون كه رجس بمعنى قذر و نجاست است چنانچه در اوايل تعليقه بيان گرديد . ج 1 ص 85