چنان كه عادت مشركان مكه بوده كه حيوانات مىكشته اند و گوشت آنها را بر بالاى آن بتها پهن مىكردند جهت تعظيم ايشان وتقرب به ايشان ( 1 ) و كلمه ء على بمعنى تعليل است يا بمعنى استعلاء بتقدير مشروحا على النصب از شرح بمعنى گوشت تكه كردن .
ومراد از استقسام باز لام طلب قسمت شتريست كه به آن قمار مىكرده اند به سبب تيرهاى قمار چنان كه سابقا مذكور شد ( 2 ) و تحقيق نصب و از لام نيز گذشت .
و اسم اشارت در ( ذلكم ) اشارتست به استقسام مذكور يا به ارتكاب اشياء
هامش
( 1 ) منقولست كه در زمان جاهليت در مكه ء معظمه اطراف كعبه چندين سنگ بزرگ نصب شده بود غير از بتها به آنها نيز عبادت مىكردند قربانيها نيز جلو آن سنگها ذبح و گوشت آنها را تكه تكه كرده و روى سنگها مىريختند تا مردم ببرند اين عمل را نزد خود تقرب به خدا حساب مىكردند خداوند تعالى گوشت آن حيوان را حرام فرمود .
( 2 ) منقولست كه در مكه جماعت قريش سه تير چوبى براى فال گيرى داشتند به آن چوبها از لام وقداح مىگفتند روى يكى نوشته شده بود ( امر كرده مرا رب من ) و روى ديگرى نوشته شده بود ( نهى كرده مرا رب من ) وسومى نوشته ء نداشت ، وقتى كه مردم قصد كارى داشتند نزد بت بزرگ ( هبل ) آمده وصد درهم به متصدى ازلام مىدادند و آن شخص براى آنها فال مىگرفت آن وقت آنها موافق نوشته ء روى چوبها اقدام مىكردند . خداوند تعالى فال گيرى را حرام فرمود و معنى آيه اين است :
فال زدن به ازلام ( تيرها ) براى فهم قسمت به حكم خدا به شما حرام شد .