گردانيده اند بر خود به كلمه ء ظهار و آن جماع است از قبيل ذكر مقول واراده ء مقول فيه بر سبيل مجاز ( 1 ) .
و احتمال دارد كه تقدير كلام ( ما قالوا كلمة الظهار فيه ) باشد و آن جماع است بىتجويز .
و بر هر تقدير لام : ( لِما قالُوا ) بمعنى إلى است ( 2 ) .
و دور نيست كه گفته شود كه ( لام ) بمعنى تعليل است ومراد بازگشتن ايشانست به جماع به سبب كلمه ء ظهار كه عود به جماع موقوفست بر تحريم جماع و آن به سبب كلمه ء ظهار است ( 3 ) .
هامش
( 1 ) اين توجيه هم غير مناسب است زيرا كه قول بر اين كه مراد اراده عود وبازگشت است بسوى آن چيزى كه حرام گردانيده اند بر خود به كلمه ء ظهار .
خارج از ظهور آيه است به جهت وجود حرف لام در قول او سبحانه ( لِما قالُوا ) چون كه اگر مراد بازگشت بسوى جماع بود هر آينه مىبايست ( عما قالوا ) مىگفت .
( 2 ) مخفى نماند لزوم تحمل تكلفات وخروج از ظهور آيه در اين توجيهات بارده .
( 3 ) از علامه ء نحوى ومفسر اخفش منقولست كه تقدير آيت بدين نحو است ( والذين يظاهرون من نسائهم فتحرير رقبة لما قالوا ثم يعودون إلى نسائهم ) اى فعليهم تحرير رقبة لما نطقوا به من ذكر التحريم وتقديم و تأخير در موارد بسيارى در قرآن واقعست .
ومخفى نماند كه لازمه ء اين تقدير ترتب كفاره به ايقاع ظهار است نه به عود بزن خود ووطى آن وحال آن كه اگر پس از ايقاع ظهار طلاق بگويد و يا بدون دخول مدتى امساك نمايد كفاره لازم نيست . ( اقول ) مقتضاى تحقيق اينست كه كلمه ء عود اگر به حرف لام تعديه شود بمعنى رجوع به نقض است يقال : فلان عاد لما فعل : نقضه . و بنا بر اين توجيه هيچ محذورى لازم نمىآيد چنانچه اخبار وارده در تفسير آيه هم اين معنى را تأييد مىكند .
پس نتيجه ء مفاد آيه ء شريفه اينست كه كسانى كه ظهار كرده اند اگر عود كنند به آن چه گفته اند به نقض پس ايشان راست تحرير رقبه اه .