بفرستد در آن باب .
زيرا كه قد در ماضى بمعنى توقع وترقب مىباشد مثل ( قد قامت الصلاة ) و ( قد ركب الامير ) در مقام توقع وترقب آن .
و از اين جهت قد را حرف توقع گويند وتكرار ذكر سماع خداى تعالى ومجادله ومحاوره ء ايشان را وايراد او بلفظ مضارع دال بر استمرار تنبيه است بر كمال توجه ودوام ترحم او نسبت به ايشان بلكه نسبت بجميع مؤمنان چنان كه قول او ( إِنَّ الله سَمِيعٌ بَصِيرٌ ) مؤيد آنست و از اين جهت آيات متعدده جهت تسلى ايشان انزال فرمود .
وقول او ( الَّذِينَ يُظاهِرُونَ ) استيناف كلام است جهت بيان مقصود گويا سايلى سؤال مىكند كه چون شنيدى گفتگوى ما را پس چيست حكم در اين باب مىفرمايد كه حكم اينست .
وقول او ( يُظاهِرُونَ ) از ظهار است بمعنى كه گذشت و در او دو قرائت ديگر است ( يظاهرون ) بفتح يا وتشديد ظا وفتحها كه اصل او يتظاهرونست و ( يظهرون ) بفتح يا وتشديد ظاء وها وحذف الف كه اصل او يتظهرون است و معنى همه يكيست .
و كلمه ء من در ( منكم ) از براى تبعيض است ( 1 ) يعنى از جمله ء مؤمنان .
هامش
( 1 ) بعيد نيست كه كلمه ء من براى نشويه باشد بمعنى اين كه تشبيه مرد وظهار آن ناشى از جهت زن است نه از كسان ديگر مانند اين كه بگويد به زنش ظهر ( پشت ) تو مانند پشت مادر منست .
هر چند قول به اين كه مراد از كلمه ء من در لفظ منكم و در لفظ من نسائكم در هر دو مورد